" href="/rss/" />























موسسه شیفتگان صبح آدینه

سازمان ملی جوانان-زیر شاخه مهدویت

 

انحراف دینی؛ مهدویت و معیار

  دوستی پرسید اینقدر میگویند جریان انحرافی ....جریان انحرافی؛ ازکجا معلوم که این جریان واقعا انحرافی است؟ شاید این جریان درست می گویند و شاید مخالفان آنها واقعا انحرافی اند؟
ازاین شک و تردید ها بعضی وقت ها ممکن است درذهن دیگران پدید بیاید ولی واقع مسئله اینست که انحرافی نامیدن جریانی خاص دلیل می طلبد و ما تابع دلیلیم.
انحراف دینی شامل آن دسته افکار، عقاید و اعمال و مناسک می شود که با متون دینی ناسازگارباشد.آنچه باعث می شود یک جریان چه فکری و چه عملی انحرافی نامیده بشود عدول از موازین دینی است.
تازگی ندارد و از زمان حیات رسول الله بوده اند اشخاص و جریان هایی که تلاش کرده اند به نوعی یا از موازین دینی به سلیقه و اجتهاد شخصی خود عدول نموده یا پسند خود را برمتون دینی تحمیل بنمایند. قرآن صریحا تاکید می کند که راه درست و راه نادرست روشن شده است " قد تبین الرشد من الغی "(بقره-155) حق و باطل مشخص شده است لذا هرگونه اختلاف دردین ناشی از چشم بستن برحقایق روشن و داشتن انگیزه های روان شناسانه است که موجب می شود افراد حتی با داشتن اعتقادات دینی ، نتوانند پای بندی خود را نشان بدهند و التزام بورزند.طبق قران کریم انزال کتاب و ارسال رسل برای رفع اختلافات بوده است (نحل-14) ولی کسانی با اینکه علم به مبینات کتاب اسمانی داشته اند ازروی رقابت و ستم گری اختلاف درست کرده اند." فما اختلفوا الا من بعد ما جاء هم العلم بغیا بینهم" ( بقره 213 و نیز جاثیه 17) با این احوال خداوند ایمان آورده ها را به اذن خود هدایت می کند. " فهدی الله الذین امنوا لما اختلفوا فیه من الحق باذنه " (بقره -213)
بی تردید خداوند خودش راههای هدایت خویش را نشان داده است. رسول الله که قران اورا صراط مستقیم می داند معیار درست و نادرست است. " فاستمسک بالذی اوحی الیک انک علی صراط مستقیم" (زخرف-43) قران صریحا می گوید صراط مستقیم همین است و دنبال راههای دیگر نروید. " وان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه ولاتتبعوا سبل فتفرق بک عن سبیله ذلکم وصاکم به لعلکم تتقون" (انعام-153) اگر کسی خداوند را دوست دارد علی القاعده باید تابع رسول الله باشد. " قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله" (ال عمران -21)
هرچه رسول الله بگوید و انجام بدهد معیار درست و نادرست خواهد بود لذا چون رسول الله فرموده است پس از من به کتاب الله و عترتی اهل بیتی متمسک بشوید، معیار پس از ایشان قران و اهل بیت اند. در هجده منبع از منابع اهل سنت به حدیث ثقلین اشاره شده است ( مثلا در صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۶۶۳-۶۶۲، ۳۲۸ به نقل از بیش از ۳۰ نفر از اصحاب و نیز سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۴۳۲ و نیز مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص ۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، ج ۴، ص ۳۶۶، ۳۷۲-۳۷۰ ). ضمن آنکه منابع اهل سنت صراحت دارد دراینکه علی بن ابی طالب معیارحق و باطل است.
ابو ثابت، غلام ابوذر می گوید: در جنگ جمل من در لشكر علی بودم. وقتی عایشه، همسر پیامبر را دیدم كه در صف مقابل، رو در روی علی به جنگ برخاسته است، مثل عده دیگری از مردم، تردید و دودلی ذهن مرا به خود مشغول داشت. تا ظهر در این تردید باقی ماندم. هنگام ظهر تردید از دلم رخت بربست و بر حقانیت علی یقین كردم و در ركاب او جنگیدم. پس از پایان جنگ به مدینه آمدم و به حضور یكی دیگر از همسران پیامبر - امّ سلمه - شتافتم، و به آن بانو عرض كردم:نیامده ام كه از شما درخواستی داشته باشم. من غلام ابوذر هستم و از جنگ جمل می ایم.آن بانو به من خوش آمد گفت و من هم گزارش حضور خود در جبهه جنگ جمل را بیان كردم.او به من فرمود:آن هنگام كه دلها به تردید افتادند تو كجا بودی؟من ماجرای دودلی خود را تا هنگام ظهر و سپس جنگیدن در ركاب علی را برایش تعریف كردم.جناب امّ سلمه، پس از شنیدن داستان من، فرمود:آفرین بر تو كه از یاری علی دست نكشیدی. من از پیامبر شنیدم كه می فرمود:علی مَعَ الْقُرْانِ وَ الْقُرانُ مَعَ عَلی، لَنْ یفْتَرِقا حَتّی یرِدا عَلَی الْحَوْضَ.علی همیشه همراه قرآن است، و قرآن هم با علی است، و این دو هرگز از یكدیگر جدا نمی شوند تا آنكه در كنار حوض كوثر بر من فرود ایند.( المستدرك علی الصحیحین 3/134)
درحدیت دیگر آمده است:رَحِمَ اللّهُ عَلِیاً، اللّهُمَّ اَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دارَ.خدا علی را مورد رحمت خویش قرار دهد. بار الها حق را هر طور كه علی گردید، همراه با او بگردان.( المستدرك علی الصحیحین 3/135- سن ترمذی 5/633.)
سوال اینست که اکنون درعصر غیبت بقیه الله چه باید کرد؟ درروایات داریم که ویژگی آخرالزمان اینست که شبهات و اشکالات به ویژه درباره مهدویت زیاد خواهد شد و کسانی بدین واسطه گمراه شده و حتی جان خود را ازدست خواهند داد. به نظر می رسد معیاراصلی ما وصیت معروف رسول الله و حدیث ثقلین است و انچه ملاک تشخیص حق و باطل است کتاب قران و اهل بیت پیامبراند. انچه با این دو وفق بدهد مورد قبول و گرنه مورد قبول نخواهد بود.
اگرمی گوییم جریان انحرافی ازاین روست که بعضی مواضع و سخنان انها مثل تعیین زمان ظهور بقیه الله با نص صریح متون دینی تعارض دارد.روایات صراحت دارد دراینکه آخرالزمان که شد تنها به احادیت عترت طاهره چنگ بزنید و بقیه را رها کنید. هرگونه اظهار نظر و بیان عقیده که اندکی خلاف قران و سنت معصومین باشد انحراف محسوب شده و مردود خواهد بود.
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 ساعت 20:8 توسط حمیدرضا دشتی 743 منتظران|

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم

    سیمای کلی عصر الظهور: در بخشی از مستند « ظهور بسیار نزدیک است »، به سیمای کلی عصرالظهور نیز اشاره شده است که در روایات متعددی چه ضعیف السند و چه صحیح السند، پیرامون آن سخن به میان آمده است. حدیث زیر، که یکی از جامعترین احادیث در این زمینه است، قسمتی از اوضاع آخرالزمان را بیان می نماید:(27)

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم

بسم الله الرحمن الرحیم
مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
توجه : این مقاله در 190 صفحه نوشته شده و در 5 بخش جداگانه منتشر خواهد شد، لذا خواهشمندیم از اظهار نظر شتابزده، قبل از اتمام آن، خودداری فرمایید!


http://www.alvadossadegh.com/fa/best-article/4529-jahan-dar-seytareye-dajjal.html
http://www.alvadossadegh.com/fa/best-article/347-aasa.html
6 - دجال: در مورد مسئله ی دجال و شباهت های احتمالی آن با فراماسونری جهانی، چندان انتقادی وارد نگردید. گرچه بیان تطبیقی قطعی مستند « ظهور بسیار نزدیک است » نزدیک بود به این مسئله نیز خدشه وارد نماید. عزیزان می توانند برای مطالعه پیرامون فراماسونری جهانی و شباهت احتمالی آن با دجال آخرالزمان، به لینک های زیر مراجعه فرمایند: http://www.alvadossadegh.com/fa/best-article/168-1388-06-02-15-47-37.html

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم

7 - سیمای کلی عصر الظهور: در بخشی از مستند « ظهور بسیار نزدیک است »، به سیمای کلی عصرالظهور نیز اشاره شده است که در روایات متعددی چه ضعیف السند و چه صحیح السند، پیرامون آن سخن به میان آمده است. حدیث زیر، که یکی از جامعترین احادیث در این زمینه است، قسمتی از اوضاع آخرالزمان را بیان می نماید:(27)
« عن بن عباس (ره) قال: حججنا مع رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) حجة الوداع فاخذ بحلقه باب الکعبة ثم اقبل علينا بوجهه فقال: الا أخبرکم باشراط الساعة فکان ادني الناس منه يومئذ سلمان (رض) فقال: بلي يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فقال: بلي يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فقال من اشراط القيامة اضاعة الصلوة و اتباع الشهوات و الميل مع الأهواء و تعظيم اصحاب المال و بيع الدين بالدنيا فعتدها يذاب قلب المؤمن في جوفه کما يذاب الملح في الماء مما يري من المنکر فلا يستطيع ان يغيره قال سلمان: و ان هذا لکائن يا رسول الله؟ قال: اي و الذي نفسي بيده يا سلمان ان عندها يليهم امراء جورة و وزراء فسقة و عرفاء ظلمة و امناء خونة و قال سلمان (رض) ان هذا لکانن يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)؟ قال (صلی الله علیه و آله و سلم): اي و الذي نفسي بديه يا سلمان ان عندها يکون المنکر معروفا و المعروف منکرا و يؤتمن الخائن و يخون الأمين و يصدق الکاذب و يکذب الصادق قال سلمان: و ان هذا الکائن يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)؟ قال اي والذي نفسي بيده يا سلمان فعندها تکون امارة النساء و مشاورة الاماء و قعود الصبيان لي المنابر و يکون الکذب ظرفا و الزکوة مغرما والفي‏ء مغنما و يجفو الرجل والديه و يبر صديقه و يطلع الکوکب المذنب قال سلمان و ان هذا لکائن يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لکائن قال (صلی الله علیه و آله و سلم): اي و الذي نفسي بيده يا سلمان لکائن فعندها تقارب الاسواق اذ قال هذا: لم ابع شيئا و قال هذا: لم اربح شيئا فلا تري الا ذاما لله قال سلمان: و ان هذا يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قال: اي والذي نفسي بيده يا سلمان فعندها تليهم اقوام ان تکلموا قتلوهم و ان سکتوا استباحوهم ليستأثرون بغيئهم و ليطاؤن حرمتهم و ليسفکن دماتهم و ليملئن قلوبهم دغلا و رعبا فلا تراهم الا رجلين خائفين مرعوبين مرهوبين قال سلمان و ان هذا لکاين يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قال: اي والذي نفسي بيده يا سلمان ان عندها يؤتي بشيي من المشرق و شيي من المغرب يلون امتي يلون امتي فالويل الضعفاء امتي منهم و الويل لهم من الله لا يرحمون صغيرا و لا يوقرون کبيرا و لا يتجافون عن مسيي جثتهم جثة الأدميين و قلوبهم قلوب الشياطين قال سلمان (رض) و ان هذا لکائن يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)؟ قال اي و الذي نفسي بيده يا سلمان و عندها يکتفي الرجال بالرجال و النساء بالنساء و يغاز علي الغلمان کما يغار علي الجارية في بيت اهلها و تشبه الرجال بالنساء و النساء بالرجال و يرکب ذوات الفروج السروج فعليهن من امتي لعنة الله قال سلمان (رض) و ان هذا لکائن يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)؟ قال: اي والذي نفسي بيده يا سلمان عندها تزخرف المساجد کما تزخرف البيع و الکنايس و تحلي المصاحف و تطول المنارات و تکثر الصفوف قلوب متباغضة و السن مختلفة قال سلمان: و ان هذا لکائن يا رسول الله؟ قال: اي والذي نفسي بيده يا سلمان (رض) و عندها تحلي ذکور امتي بالذهب يلبسون الحرير و الديباج و يتخذون جلود النمور صفافا (صفاقا) قال سلمان وعندها يظهر الربا و يتعاملون بالغيبة و الرشي و يوضع الدين و ترفع الدنيا قال سلمان و ان هذا لکائن يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)؟ قال: اي و الذي نفسي بيده يا سلمان و عندها يکثر الطلاق فلا يقام لله حد و لن يضروا الله شيئا قال سلمان و ان هذا لکائن يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)؟ قال: اي والذي نفسي بيده يا سلمان و عندها تظهر القينات و المعارف و تلينهم اشرار امتي قال سلمان و ان هذا لکائن يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)؟ قال: اي والذي نفسي بيده يا سلمان وعندها يحج اغنياء امتي للنزهة و يحج اوساطها للتجارة و يحج فقراؤها للريا والسمعة فعندها يکون اقوام يتعلمون القرآن لغيرالله و يتخذونه مزامير و يکون اقوام يتفقهون لغيرالله و يکثر اولاد الزنا و يتغنون بالقرآن و يتهافتون بالدنيا قال سلمان: و ان هذا الکائن يا رسول الله؟ قال اي و الذي نفسي بيده يا سلمان ذلک اذا انتهکت المحارم و اکتسبت الماثم و سلط الاشرار علي الأخيار و يفشو الکذب و تظهر اللجاجة و تفشو الفاقة و يتباهون في اللباس و يمطرون في غير اوان المطر و يستحسنون الکوبة و المعازف و ينکرون الامر بالمعروف و النهي عن المنکر حتي يکون المؤمن في ذلک الزمان اذل من لأمة و يظهر قراؤهم و عبادهم فيما بينهم التلاوم فاولئک يدعون في ملکوت السموات الأرجاس الأنجاس قال سلمان: و ان هذا لکائن يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قال: اي والذي نفسي بيده يا سلمان فعندها لا يخشي الغني علي الفقير حتي ان السائل يسئل في الناس فيما بين الجمعتين لا يصيب احدا يضع في کفه شيئا قال سلمان: و ان هذا لکائن يا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)؟ فقال: اي و الذي نفسي بيده يا سلمان فعندها يتکلم الرويبضة فقال سلمان و مالروبيضة يا رسول الله فداک ابي و امي قال (صلی الله علیه و آله و سلم) يتکلم في امر العامة من لم يکن يتکلم فلم يلبثوا الا قليلا حتي تخور الارض خورة فلا يظن کل قوم الا انها خارت في ناحيتهم فيمکتون ما شاءالله ثم ينکثون في مکثهم فتلقي لهم الارض افلا ذکبدها قال ذهبا و فضة ثم اومي بيده الي الأساطين فقال مثل هذا فيومئذ لا ينفع ذهب و لا فضة فهذا معني قوله تعالي «فقد جاء اشراطها» قال الله تعالي: «فاعلم انه لا الة الا الله و اسغفر لذنبک. »
« ابن‌ عباس‌ مي‌گويد:
در حجة‌الوداع‌، با رسول‌ مكرم‌ اسلام‌(صلی الله علیه و آله و سلم‌) مشغول‌ انجام‌ مناسك‌ حج‌ بوديم‌ كه‌ حضرت‌ حلقه‌ در كعبه‌ را گرفته‌ و رو به‌ ما كردند و فرمودند: آيا مي‌خواهيد شما را از نشانه‌ها و حوادث‌ پيش‌ از قيامت‌ خبردار كنم‌؟ سلمان‌ كه‌ از همه‌ به‌ ايشان‌ نزديكتر ايستاده‌ بود گفت‌: بلي‌ يا رسول‌الله‌!
ايشان‌ فرمودند: از جمله‌ آنها ضايع‌ و تباه‌ كردن‌ نمازها و تبعيت‌ از شهوت‌ها، متمايل‌ شدن‌ به‌ هواهاي‌ نفساني‌، تكريم‌ و بزرگداشت‌ ثروتمندان‌ و مال‌پرستان‌ و فروختن‌ دين‌ به‌ قيمت‌ دنياست‌. در اين‌ زمان‌ است‌ كه‌ قلب‌ مؤمن‌ در درونش‌ همان سان‌ كه‌ نمك‌ در آب‌ حل‌ مي‌شود، ذوب‌ مي‌شود چرا كه‌ منكرات‌، كژي‌ها و كاستي‌ها را مي‌بيند و قدرت‌ تغيير دادن‌ آنها را ندارد.
سلمان‌ پرسيد: آيا واقعاً چنين‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ در دست‌ اوست‌ چنين‌ خواهد شد و به‌ دنبال‌ آن‌ حاكمان‌ و اميران‌ ستمگر و وزيران‌ فاسق‌ و كارگزاران‌ و كارشناسان‌ ستمكار پيدا شده‌ و ] مردم‌ [ به‌ خيانتكاران‌ اعتماد مي‌كنند.
ـ آيا واقعاً چنين‌ روزي‌ خواهد آمد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ قبضة‌ قدرت‌ اوست‌ آري‌! در آن‌ زمان‌ است‌ كه‌ منكرات‌ و انحرافات‌، معروف‌ و خوب‌ و اعمال‌ پسنديده‌ منكر و ناپسند شمرده‌ مي‌شود. به‌ شخص‌ خائن‌ اعتماد و شخص‌ امين‌ خائن‌ خوانده‌ مي‌شود. دروغگو را تأييد و راستگو را طرد مي‌كنند.
ـ آيا واقعاً چنين‌ روزي‌ خواهد آمد؟
ـ قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ در دستانش‌ است‌ آري‌! در آن‌ زمان‌ است‌ كه‌ زنان‌ فرمانروا مي‌شوند و سروري‌ مي‌يابند. با زنان‌ و كنيزكان‌ مشورت‌ مي‌گردد و كودكان‌ بر منبرها مي‌نشينند و هر چيزي‌ نهايتاً به‌ دروغ‌ ختم‌ مي‌شود، زكات‌ و في‌ء (كه‌ حق‌ عمومي‌ و همگاني‌ است‌) غنيمت‌ و بهره‌ شخصي‌ شمرده‌ مي‌شود. شخص‌ به‌ والدينش‌ ستم‌ مي‌كند و در عين‌ حال‌ به‌ دوستش‌ خدمت‌ و نيكي‌. و آنجاست‌ كه‌ ستارة‌ گنه كاري‌ طلوع‌ مي‌كند.
ـ آيا چنين‌ چيزي‌ اتفاق‌ خواهد افتاد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ در دست‌ اوست‌ آري‌! در چنين‌ شرايطي‌ است‌ كه‌ مرد با همسرش‌ در تجارت‌ شريك‌ مي‌شود، خوي‌ و عادت‌هاي‌ شخصي‌ و باطل‌ زياد شده‌ و خوبي‌ها به‌ شدت‌ كم‌ مي‌شود. شخص‌ به‌ خاطر سختگيري‌ به‌ بدهكاران‌ خود تحقير مي‌شود. و زماني‌ است‌ كه‌ بازارها به‌ هم‌ نزديك‌ مي‌شوند و يكي‌ مي‌گويد چيزي‌ نفروختم‌ و ديگري‌ مي‌گويد سودي‌ نبردم‌ و چيزي‌ جز شكايت‌ كردن‌ از خدا ديده‌ نخواهد شد.
ـ آيا واقعاً چنين‌ خواهد شد؟...
ـ سلمان‌! آري‌ قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ در دست‌ اوست‌ در آن‌ زمان‌ است‌ كه‌ به‌ دنبال‌ اين‌ حوادث‌ اقوامي‌ پيدا مي‌شوند كه‌ اگر حرفي‌ بزنند كشته‌ مي‌شوند و اگر ساكت‌ بمانند غارتشان‌ مي‌كنند تا اينكه‌ از اموالشان‌ بهره‌مند شوند و به‌ حريم‌هايشان‌ تجاوز كنند و حرمتشان‌ را شكسته‌ و خونشان‌ را بريزند. قلب‌هاي‌ آنها كاملاً با ترس‌ و حقه‌بازي‌ عجين‌ گشته‌ و آنها را جز در حالت‌ خوف‌ و نگراني‌ و هراس‌ و وحشت‌ نمي‌يابي‌.
ـ آيا واقعاً چنين‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آري‌! در آن‌ زمان‌ است‌ كه‌ چيزي‌ از مشرق‌ و چيزي‌ از مغرب‌ مي‌آيد و امت‌ مرا رنگارنگ‌ مي‌كند چه‌ بيچاره‌اند كساني‌ كه‌ به‌ خاطر آنها ضعيف‌ مي‌شوند و واي‌ بر آنها كه‌ خدا چه‌ براي‌ آنها مهيّا كرده‌ و چگونه‌ مترصد آنهاست‌، نه‌ به‌ كوچكترها رحم‌ مي‌كنند و نه‌ به‌ بزرگترها احترام‌ مي‌گذارند. از خطاكاران‌ و گنهكاران‌ در امان‌ نيستند، بدن‌هايشان‌ بدن‌ انسان‌ و قلب‌هايشان‌ قلب‌ شيطان‌ است‌.
ـ آيا واقعاً چنين‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ كسي‌ كه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آري‌. در آن‌ زمان‌ مردان‌ تنها به‌ مردان‌ و زنان‌ تنها به‌ زنان‌ ] براي‌ ارضاء شهوات‌ [ مي‌پردازند. همانگونه‌ كه‌ اهل‌ خانه‌اي‌ نسبت‌ به‌ دختران‌ خانه‌ خود احساس‌ غيرت‌ مي‌كنند (غريبه‌ها) نسبت‌ به‌ پسركان‌ جوان‌، غيور مي‌گردند (آنها را ناموس‌ خود مي‌شمرند) مردان‌ به‌ زنان‌ و زنان‌ به‌ مردان‌ شبيه‌ مي‌شوند و زنان‌ بر زين‌ها سوار مي‌گردند كه‌ لعنت‌ من‌ بر آنها باد.
ـ آيا واقعاً چنين‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آري‌. در آن‌ زمان‌ مساجد را همانند كليساها و كنيسه‌ها تزيين‌ مي‌كنند و قرآن‌ها را طلاكاري‌ و زينت‌. مناره‌ها بلند مي‌شوند و خطوط‌ زياد مي‌شوند. قلب‌هايشان‌ نسبت‌ به‌ هم‌ متنفر و در زبان‌هايشان‌ اختلاف‌ نمايان‌ است‌.
ـ آيا واقعاً چنين‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آري‌! در آن‌ زمان‌ است‌ مردان‌ و پسران‌ امتم‌ براي‌ زينت‌ از طلا استفاده‌ مي‌كنند و حرير و ديبا و ابريشم‌ مي‌پوشند و با بيگانگان‌ متحد مي‌شوند.
ـ آيا چنين‌ چيزي‌ واقع‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آري‌! در آن‌ زمان‌ ربا علني‌ مي‌شود و با اجناس‌ ممتاز، رشوه‌ و معامله‌ مي‌كنند. دين‌ رها مي‌شود و مقام‌ و منزلت‌ دنيا (در نظر مردم‌) رفيع‌ مي‌گردد.
ـ آيا چنين‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آري‌! هر چند به‌ خدا ضرري‌ نمي‌رسانند ] و به‌ خودشان‌ ظلم‌ مي‌كنند [ ليكن‌ طلاق‌ زياد مي‌شود و حدود اقامه‌ و اجرا نمي‌شوند.
ـ آيا واقعاً چنين‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آري‌. در آن‌ زمان‌ است‌ كه‌ زنان‌ آوازه‌خوان‌ مي‌شوند و آلات‌ موسيقي‌ جلوه‌ مي‌يابند و به‌ دنبال‌ آن‌ اشرار امتم‌ پيدا مي‌شوند.
ـ آيا واقعاً چنين‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آري‌. در آن‌ زمان‌ ثروتمندان‌ امتم‌ براي‌ تفريح‌ و سياحت‌، افراد عادي‌ براي‌ تجارت‌ و كسب‌ درآمد و فقرا براي‌ ريا و خودنمايي‌ به‌ حج‌ و عمره‌ مي‌روند. جمعيتي‌ پيدا مي‌شوند كه‌ تفكّر و تدبر و تفقه‌ آنها براي‌ غيرخدا (و اهداف‌ غيرالهي‌) است‌. زنازادگان‌ زياد مي‌شوند و قرآن‌ را با آواز و غنا مي‌خوانند و به‌ خاطر دنيا بر سر هم‌ مي‌ريزند و با هم‌ درگير مي‌شوند.
ـ آيا واقعاً چنين‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آري‌. در آن‌ زمان‌ به‌ محارم‌ تجاوز مي‌كنند و به‌ دنبال‌ گناهان‌ مي‌روند، اشرار و بدان‌ بر خوبان‌ مسلط‌ مي‌شوند. دروغ‌ علني‌ مي‌شود و لجاجت‌ نمايان‌ مي‌گردد. بيچارگي‌ها علني‌ مي‌شود، با لباس‌ها به‌ هم‌ فخر مي‌فروشند و مباهات‌ مي‌كنند و ظرف‌هاي‌ ناشايست‌ را پر مي‌كنند. نرد و شطرنج‌ و آلات‌ موسيقي‌ مورد پسند واقع‌ مي‌شوند. امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر را انكار مي‌كنند، به‌ طوري‌ كه‌ مؤمن‌ خوارتر از كنيز مي‌گردد. همدستي‌ ميان‌ زاهد(نما)ها و قاريان‌ (بدكردار) نمايان‌ مي‌شود. اينها همانها هستند كه‌ در آسمان‌ها آنها را پليدان‌ ناپاك‌ مي‌خوانند.
ـ آيا واقعاً چنين‌ خواهد شد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آري‌! در آن‌ زمان‌ ثروتمند از وضعيت‌ فقير هراسان‌ نمي‌شود به‌ طوري‌ كه‌ گدا يك‌ هفته‌ كامل‌ از مردم‌ گدايي‌ مي‌كند امّا كسي‌ را كه‌ چيزي‌ در دستش‌ بگذارد نمي‌بيند.
ـ آيا حقيقتاً چنين‌ اتفاقي‌ خواهد افتاد؟
ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آري‌! در آن‌ زمان‌ « روبيضه ‌» به‌ سخن‌ مي‌آيد.
پدر و مادرم‌ به‌ فدايت‌ يا رسول‌ الله‌ « روبيضه ‌» ديگر چيست‌؟
ـ كسي‌ كه‌ تا به‌ حال‌ صحبت‌ نمي‌كرد براي‌ امور عموم‌ مردم‌ به‌ سخن‌ مي‌آيد و جز كمي‌ از او فرمان‌ نبرند... »(28)
در حدیث مشهور دیگری از امام علی (علیه السلام) چنین آمده است:(29)
« عَنِ النَّزالِ بْنِ سَبْرَةَ قالَ: خطَبَنا اَميرُالْمُؤْمِنينَ عَلِيُّ بْنُ أَبي طالِبٍ عليه‏السلام فَحَمِدَاللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ وَ أَثْنى عَلَيْهِ وَ صَلّى عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، ثُمَّ قالَ: سَلُوني أَيُّهَا النّاسُ قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُوني ـ ثَلاثا ـ
فَقامَ إِلَيْهِ صَعْصَعَةُ بْنُ صَوْحانَ فَقالَ: يا أَميرَالْمُوْمِنينَ مَتى يَخْرُجُ الدَّجَّالُ؟
فَقالَ لَهُ عَلِىٌّ عليه‏السلام: اُقْعُدْ فَقَدْ سَمِعَ اللّه‏ُ كَلامَكَ وَ عَلِمَ ما أَرَدْتَ، وَاللّه‏ِ مَا الْمَسْئُولُ عَنْهُ بِأَعْلَمَ مِنَ السّائِلِ، وَلكِنْ لِذلِكَ عَلاماتٌ وَ هَيْئاتٌ يَتْبَعُ بَعْضُها بَعْضا كَحَذْوِالنَّعْلِ بِالنَّعْلِ، وَ إِنْ شِئْتَ أَنْبَأْتُكَ بِها؟
قالَ: نَعَمْ يا أَميرَالْمُؤْمِنينَ.
فَقالَ عليه‏السلام: اِحْفَظْ فَإِنَّ عَلامَةَ ذلِكَ: إِذا أَماتَ النّاسُ الصَّلاةَ، وَ أَضاعُوا الْأَمانَةَ وَاسْتَحَلُّوا الْكِذْبَ، وَ أَكَلُواالرِّبا، وَ أَخَذُوا الرُّشا، وَشَيَّدُواالْبُنْيانَ، وَ باعُواالدّينَ بِالدُّنْيا، وَاسْتَعْمَلُوا السُّفَهاءَ، وَ شاوَرُواالنِّساءَ، وَقَطَعُواالْأَرْحامَ، وَاتَّبَعُواالْأَهْواءَ وَاسْتَخَفُّوا بِالدِّماءِ، وَ كانَ الْحِلْمُ ضَعْفا، وَ الظُّلْمُ فَخْرا، وَ كانَتِ الْأُمَراءُ فَجَرَةً، وَالْوُزَراءُ ظَلَمَةً، وَالْعُرَفاءُ خَوَنَةً، وَالْقُرّاءُ فَسَقَةً، وَ ظَهَرَتْ شَهاداتُ الزُّورِ، وَاسْتَعْلَنَ الْفُجُورُ وَ قَوْلُ الْبُهْتانِ وَالاْءِثْمُ وَالطُّغْيانُ، وَ حُلِّيَتِ الْمَصاحِفُ، وَ زُخْرِفَتِ الْمَساجِدُ، وَ طُوِّلَتِ الْمِناراتُ، وَ اُكْرِمَتِ الْأَشْرارُ، وَازْدَحَمَتِ الصُّفُوفُ، وَاخْتُلِفَتِ الْقُلُوبُ، وَ نُقِضَتِ الْعُهُودُ، وَاقْتَرَبَ الْمَوْعُودُ، وَ شارَكَ النِّساءُ أزْواجَهُنَّ فِي التِّجارَةِ حِرْصا عَلَى الدُّنْيا، وَ عَلَتْ أَصْواتُ الْفُسّاقِ وَاسْتُمِعَ مِنْهُمْ، وَ كانَ زَعيمُ الْقَوْمِ أَرْذَلَهُمْ، وَاتُّقِيَ الْفاجِرُ مَخافَةَ شَرِّهِ، وَ صُدِّقَ الْكاذِبُ، وَائْتُمِنُ الْخائِنُ، وَاتُّخِذَتِ الْقِيانُ وَالْمَعازِفُ، وَ لَعَنَ آخِرُ هذِهِ الْأُمَّةِ أَوَّلَها، وَ رَكِبَ ذَواتُ الْفُرُوجِ السُّرُوجَ، وَ تَشَبَّهَ النِّساءُ بِالرِّجالِ، وَالرِّجالُ بِالنِّساءِ، وَ شَهِدَ الشّاهِدُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُسْتَشْهَدَ، وَ شَهِدَ الاْخَرُ قَضاءَ الذِّمامِ بِغَيْرِ حَقٍّ عَرَفَهُ وَ تَفَقُّهٍ لِغَيْرِالدّينِ، وَ آثَرُوا عَمَلَ الدُّنْيا عَلَى الاْخِرَةِ، وَ لَبِسُوا جُلُودَالضَّأْنِ عَلى قُلُوبِ الذِّئابِ، وَ قُلُوبُهُمْ أَنْتَنُ مِنَ الْجِيَفِ وَ أمَرُّ مِنَ الصَّبْرِ، فَعِنْدَ ذلِكَ أَلْوَحا أَلْوَحا، ثُمَّ الْعَجَلُ، خَيْرُ الْمَساكِنِ يَوْمَئِذٍ بَيْتُ الْمَقْدِسِ، وَلْيَأْتِيَنَّ عَلَى النّاسِ زَمانٌ يَتَمَنّى أَحَدُهُمْ أَنَّهُ مِنْ سُكّانِهِ ... »
« نَزال‏بن سبرة گويد: اميرالمؤمنين على‏بن‏ابى‏طالب عليه‏السلام براى ما خطبه‏اى خواند؛
پس از حمد و ثناى خداوند عزّوجلّ و درود بر محمّد و آل محمّد عليهم‏السلام سه مرتبه فرمود: اى مردم! از من سؤال كنيد پيش از آنكه مرا از دست بدهيد. [در اين هنگام ]صَعْصعه ‏بن صوحان از جا برخاست و گفت: اى امير مؤمنان! دجّال چه زمانى خروج مى‏كند؟
على عليه‏السلام فرمود: بنشين، خداوند كلام و خواسته‏ى تو را شنيد و دانست. به خدا سوگند در اين موضوع، سؤال شونده از سؤال كننده داناتر نيست، وليكن براى آن علائم و نشانه‏ هايى است كه طابق النّعل بالنّعل به دنبال يكديگر بيايد كه اگر بخواهى، تو را بدان آگاه كنم.
و او (صعصعه‏بن صوحان) عرض كرد: آرى اى امير مؤمنان! و على عليه‏السلام فرمود: به خاطر بسپار كه آن نشانه‏ها چنين است:{ دجّال وقتى مى‏آيد كه] مردم نماز را بميرانند، و امانت را ضايع كنند، و دروغ گفتن را حلال شمارند. و رباخوارى نمايند و رشوه بگيرند، و ساختمان‏ها را محكم بسازند، و دين را به دنيا بفروشند، و نادانان را به كار گيرند و با زنان مشورت كنند و پيوند خويشان را قطع نمايند و هواپرستى پيشه سازند و خون يكديگر را بى‏ارزش دانند. صبر و بردبارى در ميان آن‏ها نشانه‏ى ضعف و ناتوانى باشد، و ظلم و ستم باعث فخر گردد، اُمراء فاجر، وزراء ظالم، و سردمداران دانا خائن و قاريان [قرآن ]فاسق باشند، آشكارا شهادت باطل دهند، و اعمال زشت و گفتار بُهتان‏آميز و گناه و طغيان و تجاوز علنى گردد، قرآن‏ها زينت شود، و مساجد نقاشى و رنگ‏آميزى شوند و مناره‏ها بلند گردد، و اشرار مورد عنايت قرار گيرند، و صَف‏ها در هم بسته شود. خواهش‏ها مختلف باشد و پيمان‏ها نقض گردد، و وعده‏اى كه داده شد نزديك شود. زن‏ها به واسطه ‏ى ميل شايانى كه به امور دنيا دارند در امر تجارت با شوهران خود شريك شوند، صداهاى فاسقان بلند گردد و از آن‏ها شنيده شود. بزرگ قوم، رذل‏ترين آن‏هاست، از شخص فاجر به ملاحظه شرّش تقيه شود، دروغگو تصديق و خائن امين گردد، زنانِ نوازنده، آلات طرب و موسيقى به دست گرفته نوازندگى كنند! و مردم پيشينيان خود را لعنت نمايند. زن‏ها بر زين‏ها سوار شوند و زنان به مردان و مردان به زنان شباهت پيدا كنند. شاهد [در محكمه] بدون اينكه از وى درخواست شود شهادت مى‏دهد، و ديگرى به خاطر دوست خود برخلاف حق گواهى دهد، احكام دين را براى غير دين بياموزند، و كار دنيا را بر آخرت مقدم دارند، پوست ميش را بر دل‏هاى گرگان بپوشند، در حالى كه دل‏هاى آن‏ها از مردار متعفن‏تر و از صبر تلخ‏تر است. در آن موقع شتاب و تعجيل كنيد. بهترين جاها در آن روز بيت‏المقدس است. روزى خواهد آمد كه هر كسى آرزو كند كه از ساكنان آن جا باشد ... »(30)
با دقت در روایات فوق می توان دریافت که تعدادی از نشانه های مورد بحث (به خصوص مواردی که به صورت پر رنگ نمایش داده شده اند) در روایات فوق، تنها در طی 100 سال اخیر به وقوع پیوسته اند و در زمان های قبل، سابقه ی چندانی نداشته اند؛ بنابراین با تدبر در آن ها می توان دریافت که عصر حاضر، زمان و دوران ویژه ای است و ما بیش از هر زمان دیگری به زمان ظهور منجی عالم بشریت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک شده ایم و با تلاش ها و مجاهدت های خویش می توانیم زمان ظهور ایشان را نزدیک تر سازیم.
اما در برخورد با احادیث مربوط به « علایم ظهور » چه باید کرد؟
قبل از ارایه ی پاسخ دقیق به سوال فوق، چندین نکته ی مهم را باید مد نظر داشت:

متاسفانه افراطیون و تفریطیون، همگی مسئله ی پویایی و تغییر پذیری زمان ظهور را نادیده می گیرند. افراطیون می گویند چون تعداد زیادی از نشانه ها محقق شده اند، بنابراین بدون هیچ شبهه ای و به صورت قطع و یقین مسئله ی ظهور در فاصله ی کوتاهی اتفاق خواهد افتاد و امکان زیادی برای تغییر وجود ندارد:
1 - ظهور منجی عالم بشریت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یک پدیده ی پویا و دینامیک است، نه یک پدیده ی ایستا و استاتیک. یعنی ظهور منجی کاملاً بستگی به تحرکات زمینه سازان ظهور و منتظران آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دارد و اینگونه نیست که زمان ظهور یک زمان کاملاً ثابت و غیر قابل تغییر باشد. به خصوص که روایات از مسئله ی مهمی همچون « بدأ » سخن می گویند(31) و مطابق این عبارت، ممکن است بنا بر مصالحی، خداوند زمان ظهور منجی را تغییر دهد.

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم

پندار ذهنی افراطیون در مورد نزدیکی ظهور: طبق نظر این عده، با توجه به وقوع تعداد زیادی از نشانه ها در عصر حاضر، ظهور اجباراً و با فاصله ی کوتاهی اتفاق خوهد افتاد و این مسئله ای تخلف ناپذیر است.
تفریطیون نیز زمان ظهور را کاملاً دور پنداشته و تصور می کنند زمان عصر ظهور، دوره ای عجیب و کاملاً متفاوت با عصر حاضر است و برای ظهور منجی، باید دوره ای کاملاً عجیب و با حوادثی غریب اتفاق بیفتد که با دوره ی حاضر فاصله ی زیادی دارد.

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم

پندار ذهنی تفریطیون پیرامون دور بودن ظهور: طبق نظر این گروه، زمان عصر ظهور، دوره ای عجیب و کاملاً متفاوت با عصر حاضر است و برای ظهور منجی، باید دوره ای کاملاً عجیب و با حوادثی غریب اتفاق بیفتد که با دوره ی حاضر فاصله ی زیادی دارد.
اما گروهی که احادیث معصومین (علیهم السلام) را با دقت مطالعه و در آن ها تدبر می نمایند، می دانند که علیرغم وقوع تعداد زیادی از علایم ظهور تا عصر حاضر و علیرغم این که دوران حاضر یکی از شبیه ترین ادوار به دوره ی عصر ظهور توصیف شده در روایات است، اما دست خداوند متعال در زمینه ی تعویق یا تسریع امر ظهور بسته نیست و چه بسا با کوتاهی و تعلل شیعیان منتظر و زمینه سازان ظهور، خداوند متعال زمان ظهور را به تعویق بیندازد. در واقع همان خداوندی که پازل نشانه های ظهور را در عصر حاضر در کنار یکدیگر چیده است، به همان اندازه و بلکه بیشتر قدرت دارد تا در صورتی که منتظران بی لیاقتی نشان دادند، در امر زمان ظهور « بداء » حاصل نماید و امر ظهور را به زمان دیگری موکول فرماید و در زمان های آینده نیز افرادی مشابه افراد عصر حاضر و نشانه هایی همچون نشانه های عصر حاضر بیافریند و ظهور را به آینده ای دورتر یا حتی نزدیک تر موکول نماید. تصویر زیر، این مسئله را به صورت شماتیک نشان می دهد:

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم

نظر مشترک عمده ی محققین درباره ی زمان ظهور: علی رغم وقوع تعداد زیادی از علایم ظهور تا عصر حاضر و علی رغم این که دوران حاضر یکی از شبیه ترین ادوار به دوره ی عصر ظهور توصیف شده در روایات است، اما دست خداوند متعال در زمینه ی تعویق یا تسریع امر ظهور بسته نیست و چه بسا با کوتاهی و تعلل شیعیان منتظر و زمینه سازان ظهور، خداوند متعال زمان ظهور را به تعویق بیندازد. در واقع همان خداوندی که پازل نشانه های ظهور را در عصر حاضر در کنار یکدیگر چیده است، به همان اندازه و بلکه بیشتر قدرت دارد تا در صورتی که منتظران بی لیاقتی نشان دادند، در امر زمان ظهور « بداء » حاصل نماید و امر ظهور را به زمان دیگری موکول فرماید و در زمان های آینده نیز افرادی مشابه افراد عصر حاضر و نشانه هایی همچون نشانه های عصر حاضر بیافریند و ظهور را به آینده ای دورتر یا حتی نزدیک تر موکول نماید.
متاسفانه آن چه که در عمل و رفتار برادران و خواهران عضو گروه « مبشران ظهور » دیده می شود، مصداق عینی تصویر اول می باشد:

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم

پندار ذهنی افراطیون در مورد نزدیکی ظهور: طبق نظر این عده، با توجه به وقوع تعداد زیادی از نشانه ها در عصر حاضر، ظهور اجباراً و با فاصله ی کوتاهی اتفاق خوهد افتاد و این مسئله ای تخلف ناپذیر است.
عزیزان « مبشر ظهور » عملاً و با توجه به سیر و سلوک خود در برخورد با نشانه های ظهور، نشان داده اند که مسئله ی ظهور را به صورتی تخلف ناپذیر در زمانی بسیار نزدیک می پندارند و نسبت به این زمان، خود را « مبشر » و « بشارت دهنده » نسبت به این « زمان ظهور نزدیک » می شمارند. حال آن که این دیدگاه و این تلقی و نامگذاری از اساس اشتباه است و زمان ظهور به صورت قطعی مشخص نمی باشد و علیرغم تعدد وقوع نشانه های ظهور در عصر حاضر، باز هم امکان تعویق ظهور وجود دارد و ممکن است این زمان تغییر یابد. بنابراین اصل عبارت « مبشران ظهور » نیز در دل خود دیدگاهی تطبیقی و آن هم از نوع تقریباً قطعی دارد.
از سوی دیگر نیز عده ای که اصرار می کنند ظهور نزدیک نیست، باز هم خطایی به مراتب بیشتر مرتکب می شوند و این سخن آن ها نشان دهنده ی این است که آن ها مشخصاً می دانند که زمان ظهور چه زمانی است و این زمانی که آن ها به آن اعتقاد دارند، از عصر حاضر فاصله ی زیادی دارد. بنابراین از حرف ها و ادعاهای این افراد نیز به نوعی بوی توقیت و آن هم از نوعی بسیار بدتر و مهلک تر که ناامیدی را نیز با خود به دنبال دارد، به مشام می رسد.
بنابراین باید ضمن امیدواری به نزدیک بودن ظهور با توجه به تعدد وقوع نشانه های ظهور، این مسئله ی مهم را به خاطر داشت که مسئله ی « بداء » را باید همواره در ذهن پروراند و با ممکن دانستن آن، از هر گونه اظهار نظر قطعی و دیدگاه تطبیقی بی محابا و نزدیک به توقیت، خودداری نمود.

الف) برخی از محققان عزیز و محترم، بیان نموده اند که نشانه های ظهور به قدری واضح و آشکار اتفاق می افتند که همه از آن ها با خبر می شوند و نیاز چندانی به بررسی علایم ظهور وجود ندارد. برخلاف تصور برخی از برادران و خواهران محقق و برخلاف ادعای این عزیزان، علایم ظهور آنچنان که تصور می شود، به راحتی قابل تفسیر نیستند و شبهات زیادی در برابر آن ها وجود دارد. برای مثال، در یکی از روایات صحیح السند و معتبر پیرامون « صیحه ی آسمانی » که یکی از نشانه های مهم و حتمی ظهور است، چنین آمده است:(32)
« ابن ولید از ابن ابان از الاهوازی از حماد بن عیسی از ابراهیم بن عمراز ابو ایوب (الخزاز به قرینه ی راوی و مطلبی که از او روایت شده) از حارث بن مغیره از اباعبدالله (علیه السلام):
صیحه ای که در ماه رمضان خواهد بود، در شب جمعه بیست و سوم آن ماه است. »(33)
در وهله ی اول ممکن است هیچ ابهامی در مورد صیحه ی آسمانی شب جمعه بیست و سوم ماه رمضان به به نظر نرسد، اما یک نکته ی مهم در این میان وجود دارد و آن نکته ی مهم این است که به علت وجود اختلافات تقویمی ناشی از مسایل فقهی در ممالک شیعی و اهل تسنن، در اکثر سال ها، حداقل یک روز اختلاف بین تقویم قمری ممالک شیعه نشین و اهل تسنن وجود دارد. برای مثال در حالی که در ایران 21 ماه رمضان می باشد، در بسیاری از سال ها و در عربستان، همان روز به عنوان 22 ماه رمضان محسوب می شود. گرچه ممکن است گفته شود که با توجه به این که شیعیان طبق احادیث معصومین (علیهم السلام) عمل می نمایند و تقویم آن ها به صحت مقرون تر است، اما نشانه های ظهور برای اتمام حجت بر تمامی مسلمین و غیر مسلمین هستند و برای این که حجت بر مردم ساکن در ممالک سنی نشین نیز تمام شود، باید راهی وجود داشته باشد که بتوان بر این اختلاف تقویمی فائق آمد.
برای مثال در حالی که صیحه ی شب بیست و سوم ماه رمضان اتفاق می افتد، ممکن است مسلمان اهل تسننی که مطابق تقویم منطقه ای وی شب مذکور شب بیست و چهارم ماه رمضان باشد، این بهانه را در پیشگاه خدا داشته باشد که چون صیحه ی مذکور را در شب بیست و چهارم ماه رمضان (البته طبق تقویم منطقه ای اش) شنیده است، پس وی نمی دانسته است که صیحه ی مذکور همان صیحه ی آسمانی بیست و سوم موجود در روایات است و به همین دلیل فریب خورده و منحرف شده است.
البته این مسئله فقط مربوط به اختلاف شیعه و سنی در تقویم ماه رمضان نیست، بلکه اخیراً و در طی سال های اخیر نیز دیده شده است که بین مراجع تقلید محترم شیعه نیز اختلافاتی در مورد اعلام کردن اول و آخر ماه رمضان پدید آمده است؛ پس با این اوصاف تکلیف صیحه ی شب بیست و سوم ماه رمضان چه می شود؟ کدام تقویم باید در این زمینه باید مبنا قرار بگیرد؟ مسئله ی اختلاف تقویم ها چه می شود؟ و ...
یک نمونه از این اختلاف تقویمی را می توان در مورد اعدام صدام ملعون دریافت. در حالی که در سرزمین های شیعی، روز عرفه بود و صدام در این روز به درک واصل شد، رسانه های وابسته به دیکتاتورهای وهابی منطقه، با سوء استفاده از اختلافات تقویمی کشورهای منطقه، ادعا کردند که صدام در روز عید قربان شهید!!! شده و شهید قربانی شده!!! در روز عید قربان است! و به همین دلیل به ملکوت اعلی خواهد رفت:(34)
2 - متاسفانه تعدادی از محققین و حوزویان عزیز، قائل به این مسئله هستند که اصولاً نیاز چندانی به بحث پیرامون علایم ظهور، آن هم به صورت گسترده و رسانه ای وجود ندارد. اما متاسفانه این سخن، اشتباهی بزرگ و زیان آور می باشد. زیرا:

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
زمان مرگ صدام؛ مثالی از اختلاف تقویمی بین کشورهای منطقه.
 

البته مسایل دیگری نیز در این میان مطرح است. تکلیف مسلمانانی که در بقیه ی نقاط دنیا اعم از اروپا، آمریکا و ... وجود دارند چه می شود؟ برای آن ها که همان زمان، روز است، نه شب! در واقع زمانی که برای مثال در افق ایران، عراق و ... شب 23 رمضان است، در قاره های آمریکای شمالی و جنوبی هنوز روز 23 رمضان است و اگر صیحه همزمان در کل دنیا اتفاق بیفتد، برای برخی از مردم کره ی زمین، زمان مذکور در شب بوده و برای برخی دیگر در روز می باشد!
البته به صورت قطع، « نشانه ی ظهور » ذکر شده در بالا، اتفاق خواهد افتاد و حتماً توضیحات مهمی درباره ی شبهات ذکر شده وجود دارند و دست خداوند متعال برای هیچ کاری بسته نیست. اما مسایل ذکر شده، اهمیت فراوان مطالعه ی دقیق نشانه های ظهور را حتی در مورادی که ممکن است در ظاهر نیز ابهام آمیز نباشند، نشان می دهد.
بنابراین همانگونه که ملاحظه فرمودید، مسائل متعددی همچون مسئله ی اختلاف زمانی و اختلاف تقویم ها باید در باب علایم ظهور مد نظر قرار بگیرند و اینگونه نیست که نشانه های ظهور به قدری واضح و شفاف باشند که هر فردی اعم از خواص یا عوام آن ها را دریافته و درک نماید و برای برخورد صحیح با این نشانه ها، نیاز به مطالعه و برخورد صحیح با نشانه های ذکر شده در روایات و تلاش برای انطباق احتمالی آن ها با وقایع خارجی صورت گیرد. چرا که این نشانه ها در همین دنیا قرار است اتفاق بیفتند نه در کرات دیگر!
مثالی دیگر در این زمینه، حدیثی از امام صادق (علیه السلام) پیرامون جنایات سفیانی در مدینه می باشد:(35)
« و يبعث السفياني عسكراً إلي المدينة فيخربونها، و يهدمون القبر الشريف، و تروث بغالهم في مسجد رسول الله صلي الله و عليه و آله. »
ترجمه: سفياني لشكري را به مدينه گسيل مي دارد تا آنجا را خراب و قبر مطهر (حضرت رسول) را منهدم كنند و استران و چهارپايان آنها در مسجدالنبي، سرگين مي اندازند. »(36)
حال از محققین محترمی که ذکر می کنند علایم ظهور بسیار واضح اتفاق می افتند و نیاز به بررسی ویژه ندارند، باید پرسید که تکلیف روایاتی همچون روایات فوق چه می شود؟ در عصر حاضر که لشکریان و سپاهیان کشورهای مختلف از خودرو و نفربر و تانک استفاده می کنند و اسب و استر و قاطر و ... جای چندانی در لشکرکشی های نظامی ندارند، آیا می توان تنها به ظاهر روایت فوق استناد کرد و آیا عوام نیز به وضوح می توانند مفهوم روایت فوق را دریابند؟ آیا باید به معنای ظاهری و لفظی روایت فوق توجه کنیم یا اینکه احتمال بدهیم روایت فوق بیان می کند که احتمالاً سپاه سفیانی از مسجد مبارک مسجد النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان گاراژ تانک ها و نفربرها و (نعوذ بالله) به عنوان مزبله ی اتومبیل ها و ادوات جنگی استفاده خواهد کرد؟!
بنابراین به نظر می رسد که بر خلاف ادعای تعدادی از محققان، نشانه های ظهور آن چنان که باید و شاید نیز چندان واضح و آشکار نیستند که بتوان با توجه به ظاهر آن ها به راحتی قضاوت کرد و نیاز به مطالعه، بررسی و تدبر دقیق دارند. به نحوی که قبل از وقوع، باید احتمالات مختلف وقوع این نشانه ها را شناخت و به مردم آموزش داد تا با دانستن آن ها، نادانسته وارد فتنه های آخرالزمانی نشوند.

الف) ائمه ی معصومین (علیهم السلام) از هر گناه و اشتباهی مبرا می باشند و انجام اعمال عبث نیز که یکی از مصادیق اشتباه می باشد، از ساحت مقدس معصومین (علیهم السلام) فاصله ی زیادی دارد. بنابراین ذکر احادیث متعدد پیرامون نشانه های ظهور از سوی این بزرگواران، نباید کاری عبث و بیهوده باشد؛ بلکه معصومین (علیهم السلام) از ذکر این نشانه ها، اهداف مهمی را دنبال می کرده اند که یکی از این اهداف، دمیدن روح امید و آرزو به جوامع اسلامی با دیدن تحقق این پیشگویی ها و نشانه ها می باشد و هدف دیگر، بیان گردنه های صعب العبور و سخت پیش روی امت اسلام در عصر آخرالزمان می باشد تا مسلمانان با شناختن سیمای آخرالزمان در احادیث مربوط به نشانه های ظهور، نقشه ای واضح و گویا از وقایع عصر ظهور داشته باشند و با شناختن نشانه ها، از افتادن در دره ها و چاه های هولناک آخرالزمان پرهیز نمایند. همچنین در برخی احادیث، ضمن بیان برخی از نشانه های ظهور، توصیه های مخصوصی به شیعیان شده است. احادیث زیر، از آن جمله می باشند:(37)
« امام باقر (علیه السلام) فرمودند: آية الحوادث في رمضان: علامة في السماء من بعدها اختلاف الناس، فإذا أدركتها فاكثر من الطعام.
ترجمه: نشانه حادثه ها در ماه رمضان، نشانه اي است در آسمان كه مردم پس از آن دچار اختلاف مي شوند. هرگاه آن را درك كردي [ذخيره] غذايت را بيشتر كن. »(38)
در حدیث فوق، ضمن اشاره به یکی از علایم ظهور، به شیعیان توصیه شده است تا در صورت مشاهده ی آن، آذوقه برای خود ذخیره کنند. واضح است که بدون شناختن علامت مذکور، نمی توان از توصیه های ائمه ی معصومین (علیهم السلام) در این رابطه بهره برد.
همچنین در حدیث دیگری زرارة بن اعین از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمودند:(39) « ينادي مناد من السماء إن فلانا هو الامير، و ينادي مناد إن علياً و شيعته هم الفائزون، قلت: فمن يقاتل المهدي بعد هذا، فقال: رجل من بني أمية، و إن الشيطان ينادي إن فلاناً و شيعته هم الفائزون، قلت: فمن يعرف الصادق من الكاذب، قال: يعرفه الذين كانوا يروون حديثنا، و يقولون انه يكون قبل أن يكون، و يعلمون أنهم هم المحقون الصادقون.
ترجمه: منادي از آسمان ندا مي دهد كه فلاني فرمانرواست و منادي [ديگري] هم ندا مي دهد! همانا علي و شيعيان او رستگارند. گفتم: چه كسي پس از اين با مهدي مي جنگد؟ فرمودند: مردي از بني اميه كه شيطان ندا مي دهد همانا فلاني و پيروان او رستگار مي شوند. گفتم: پس چه كساني راستگو را از دروغگو تشخيص مي دهد؟ فرمودند: آنها كه احاديث ما را روايت مي كنند و پيش از وقوع اين اتفاقات مي گويند چنين مي شود و مي دانند كه آنها راستگويند و حق دارند. »(40)
نکته ی جالبی که در حدیث فوق به چشم می خورد، این نکته ی مهم است که خود امام صادق (علیه السلام) نیز فرمودند که تنها کسانی می توانند از شر فتنه ی ایجاد شده پیرامون صیحه ی ماه رمضان نجات یابند که از قبل روایات مربوطه را مطالعه نموده و پیش از وقوع نشانه ها، می گویند چنین می شود! این عبارت قابل توجه عزیزانی است که اصرار می کنند نیاز چندانی به مطالعه ی علایم ظهور نیست و این سخن معصوم (علیه السلام) پاسخی دندان شکن به افرادی است که اصرار می کنند نباید پیرامون نشانه های ظهور به بحث و بررسی پرداخت.
البته عبارت « آن ها که احادیث ما را روایت می کنند » علاوه بر اشاره ی عام به کسانی که به نقل حدیث از ائمه ی معصومین (علیهم السلام) می پردازند، به صورت خاص به فقهای بزرگوار اشاره دارد و این عبارت نشان می دهد که فقهای عزیز باید در کشف اسرار و رموز مربوط به « نشانه های ظهور »، فعال عمل کنند و ماحصل این امر را به مردم ارایه نمایند تا مردم از افتادن در ورطه های هولناک آخرالزمان، نجات یابند.
شاید فرمایش مرجع گرانقدر، حضرت آیت الله العظمی صافی (دام ظله العالی) در این خصوص و فتوای ایشان مبنی بر این که فراگیری « نشانه های ظهور » به منظور پرهیز از گرفتاری در فتنه ها و نیز پرهیز از افتادن در دام شیادان و مدعیان، بر همه ی مقلدان ایشان واجب می باشد،(41) از همین مسئله نشأت گرفته باشد.
ب) در صورتی که ما در مطالعه ی نشانه های ظهور کم کاری کنیم و آن ها را مورد واکاوی و مطالعه قرار ندهیم و آن ها را به مردم ارایه نکنیم، دشمن از موقعیت به دست آمده سوء استفاده کرده و ضمن مطالعه ی این نشانه ها، از آن ها بر علیه خود مسلمانان استفاده خواهد کرد.
فیلم ضد ایرانی و ضد اسلامی 300 نشان داد که دشمن تا چه حد در مطالعه ی نشانه های ظهور، دقیق و کارکشته است! معرفی پرچم های سیاه به عنوان پرچم سپاه ایرانی خشایارشاه و نشان دادن خوی وحشیگری در سپاهیان ایرانی تحت این پرچم، نشان داد که دشمن ضمن مطالعه ی نشانه ی پرچم های سیاه خراسان در روایات آخرالزمانی،(42) به دروغ پرچم های خشایارشاه را نیز سیاه نشان داد تا مخاطب غربی اینگونه تصور کند که اگر در آخرالزمان نیز لشکری با پرچم های سیاه از جانب ایران به سمت غرب حرکت کرد، نتیجه ای جز تباهی و نابودی و کشتار برای غرب نخواهد داشت: (43)
3 - برخی از محققین ابراز داشته اند که نباید به علایم ظهور پرداخت و پرداختن به این نشانه ها کاری عبث و بیهوده می باشد. حال آن که این سخن، حرف صحیحی نیست. زیرا:

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
نمایش مکرر پرچم سیاه به عنوان پرچم لشکر ایران در فیلم 300.
 

به طور قطع و یقین، تماشاگری که پرچم های سیاه ایرانی فیلم 300 را در کنار قساوت و کشتار صاحبان آن در فیلم مذکور ملاحظه می نماید، به طور ناخودآگاه علیه پرچم های سیاه آخرالزمانی ایرانیان واکسینه شده و این تماشاگر، خوراک خوبی برای دسیسه های ضد ایرانی و ضد اسلامی آمریکا و سایر کشورهای ماسونی خواهد شد.
همچنین اعلام موجودیت مدعیان مهدویت و منحرفانی همچون « احمد الحسن » معروف به « سید یمانی » و یا « سید محمود الحسنی الصرخی » معروف به « سید حسنی » در عراق که از سوی سفارت خانه های حکومت های فاسدی همچون « عربستان سعودی » مورد حمایت قرار می گیرند و موفقیت نسبی این منحرفان در جذب تعداد زیادی از عوام، نشان می دهد که دشمن ضمن مطالعه در روایات مربوط به نشانه ای ظهور، از ضعف شیعیان راستین و محققین مخلص و دیندار سوء استفاده کرده و با خلق نسخه های جعلی از مصادیق شخصیت های عصر ظهور، سعی در به انحراف کشاندن و تباهی شیعیان و سایر مسلمین دارد:(44)

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
ادعاهای گزاف « سید محمود الحسنی الصرخی » در مورد « سید حسنی » و زمینه ساز ظهور بودن و ارتباط وی با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
 

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
ادعاهای گزاف « سید محمود الحسنی الصرخی » در مورد « سید حسنی » و زمینه ساز ظهور بودن و ارتباط وی با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
 

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
ادعاهای گزاف « سید محمود الحسنی الصرخی » در مورد « سید حسنی » و زمینه ساز ظهور بودن و ارتباط وی با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
 

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
ادعاهای گزاف « سید محمود الحسنی الصرخی » در مورد کسب فیض از محضر آیت الله شهید صدر و سوء استفاده از این مسئله.
 

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
تحرکات مشکوک « سید محمود الحسنی الصرخی » در مورد ادعای زمینه سازی ظهور.
 

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
« سید محمود الحسنی الصرخی » در حال رقص! و در زمانی که هنوز ادعای « سید حسنی » بودن و اعلام مرجعیت نکرده بود!
 

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
وبسایت فارسی « احمد الحسن » ملقب به « احمد الحسن الیمانی » مدعی دروغین « سید یمانی » و زمینه سازی برای ظهور.
 

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
شناسنامه و بیوگرافی فرمایشی « احمد الحسن الیمانی » مدعی دروغین « سید یمانی ».
 

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
« ستاره ی شش گوش » سمبل یهود و فراماسونری در لوگوی شبکه ی ماهواره ای مبلغ تحرکات « احمد الحسن الیمانی »! مدعی دروغین مهدویت، نشان می دهد که وی سر در آخور یهود و فراماسونری دارد.
 

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
« ستاره ی شش گوش » سمبل یهود و فراماسونری در اعلامیه های تبلیغی « احمد الحسن الیمانی »! مدعی دروغین مهدویت، نشان می دهد که وی سر در آخور یهود و فراماسونری دارد.
 

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم
« ستاره ی شش گوش » سمبل یهود و فراماسونری در وبسایت « احمد الحسن الیمانی »! مدعی دروغین مهدویت، نشان می دهد که وی سر در آخور یهود و فراماسونری دارد.
 

مثال های فوق، اهمیت توجه بیشتر به احادیث مربوط به آخرالزمان را به خوبی نشان می دهد. یقیناً اگر محققان مخلص و وفادار به ولایت، تلاش کنند تا نسخه های احتمالی (نه حتمی) مصادیق ذکر شده را به مردم معرفی نمایند، مردم هم گمراه نشده و ضمن دانستن این که این مصادیق قطعی نمی باشند، در خواهند یافت که اگر قرار باشد « سید حسنی » یا « سید خراسانی » یا « سید یمانی » در عصر ما وجود داشته باشد، این اصطلاحات بیشتر برازنده ی چه کسانی خواهد بود.

در پاسخ به این عزیزان باید گفت که همانگونه که تعبیر و تفسیر های افراطی، عجیب و غریب و نامعمول می تواند به بررسی صحیح نشانه های ظهور لطمه وارد کند، اصرار زیاد بر معانی ظاهری روایات نیز مذموم و ناپسند می باشد.
برای مثال تعدادی از عزیزان اصرار دارند که سردار سپاه خراسانی یعنی « شعیب بن صالح »، حتماً باید نام « شعیب » و پدرش نیز نام « صالح » داشته باشد (البته اگر ضعف سندی روایات را نادیده بگیریم). این عزیزان با این مسئله که ممکن است نام های « شعیب » و « صالح »، کنایی و رمزی باشند، بسیار مخالفند.
در پاسخ به این عزیزان، چند مسئله را خاطرنشان می شویم:
الف) در سطور فوق اشاره نمودیم که در یکی از روایات پیرامون « سفیانی » چنین آمده است:(45)
« و يبعث السفياني عسكراً إلي المدينة فيخربونها، و يهدمون القبر الشريف، و تروث بغالهم في مسجد رسول الله صلي الله و عليه و آله. »
ترجمه: سفياني لشكري را به مدينه گسيل مي دارد تا آنجا را خراب و قبر مطهر (حضرت رسول) را منهدم كنند و استران و چهارپايان آنها در مسجدالنبي، سرگين مي اندازند. »(46)
حال باید از عزیزانی که اصرار می کنند تنها باید به معنای ظاهری روایات اکتفا کرد، این سوال پرسیده شود که در عصر کنونی که لشکرکشی ها به وسیله ی جیپ و تانک و نفربر و ... انجام می شود و از چارپایان در تحرکات نظامی استفاده نمی گردد، آیا می توان به معانی ظاهری روایات مذکور اکتفا نمود و انتظار داشت که اسب و استر سپاه سفیانی (نعوذ بالله) در حرم مطهر نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) سرگین کنند؟ یا اینکه منظور روایات از عبارات مذکور، این است که (نعوذ بالله) سپاه سفیانی، حرم مطهر نبوی را به عنوان گاراژ و مزبله مورد استفاده قرار می دهد و با این کار، به ساحت مقدس حرم نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) توهین می نماید؟!
ب) همانگونه که همه ی عزیزان مستحضرند، « بقیة الله » لقبی است که به مقام شامخ منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اطلاق می گردد.(47) اما منشاء این عبارت از کجا است؟
در آیات 84 تا 86 سوره ی « هود » پیرامون حضرت شعیب (علیه السلام) و قومش چنین آمده است:
4 - تعدادی از محققین، از نویسندگانی که پیرامون نشانه های ظهور مطلب می نویسند، این گونه خرده می گیرند که نباید پیرامون مطالب ذکر شده در روایات، دست به تعبیر و تفسیر زد و باید از معانی ظاهری روایات بهره برد و مسایل را با توجه به آن ها توجیه کرد.

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم

همان گونه که ملاحظه فرمودید، ظاهر عبارت « بقیة الله خیر لکم ان کنتم مومنین » مربوط به حضرت شعیب (علیه السلام) و مردم « مدین » می باشد و این آیه در باب رعایت حلال و حرام در امور اقتصادی بیان شده است، حال آن که معنای باطنی آیه ی مذکور، به منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اختصاص دارد و معصومین (علیه السلام) از ایشان با عنوان « بقیة الله » یاد کرده اند:(48)
« عمر بن زاهر آورده است: مردى از اباعبدالله (عليه السلام) پرسيد: مى شود بر قائم با لقب « امير المؤمنين » سلام كرد؟ فرمود: نه، اين لقبى است كه خدا به امير مؤمنان على (عليه السلام) داده است و قبل و بعد از ايشان هيچ كس را به آن ملقب نمى كند، مگر آن كه كافر باشد .
عرض كردم: فدايت شوم ! پس چگونه بر ايشان سلام و درود بفرستيم؟ فرمود: بگوييد: السلام عليك يا بقية الله ... سپس اين آيه را تلاوت كرد: « بقية الله خير لكم إن كنتم مؤمنين ».(49)
بنابراین همان گونه که ملاحظه می گردد، در کلام و سیره ی معصومین (علیه السلام)، توجه به بطن آیات و روایات نیز مد نظر بوده و تنها ظاهر آیات و روایات مد نظر ایشان نبوده است.
ج) تعداد زیادی از محققین مسلمان، معتقدند که مقصود از « فارقلیط » در « انجیل یوحنا »، پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) می باشد.(50) این محققین بزرگوار و ارجمند که برخی از آن ها همچون شیخ « محمد صادق فخر الاسلام » به سبب همین عبارت، از دین مسیحیت خارج شده و به اسلام گرویده اند،(51) این کلمه را معادل و هم معنی « احمد » و « محمد » در زبان عربی دانسته اند و به سبب همین اعجاز و پیشگویی، مسلمان شده اند!(52)
همچنین در قرآن کریم (سوره ی مبارکه ی صف، آیه ی 6) ذکر شده است که حضرت عیسی (علیه السلام)، نام پیامبر بعد از خود را « احمد » ذکر کرده اند:

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم

مهدویون و امتحانی بزرگ!- بخش دوم

حال از برادرانی که بر توجه به ظاهر روایات اصرار می ورزند، باید پرسید که چگونه استدلال محققین مسلمان پیرامون عبارت « فارقلیطا » و « پرکلیتوس » انجیل و نیز نام مبارک « احمد » (به جای محمد) و ارتباط آن با پیامبر عظیم الشأن اسلام پذیرفتنی است و در این زمینه اصرار بر ظاهر عبارت وجود ندارد، اما برخی از همین عزیزان می گویند حتماً باید معنای ظاهری روایات را در روایات مربوط به آخرالزمان مورد توجه قرار داد و نباید به تأویل و تفسیر دست زد. چگونه است که معنای کلمه ی « فارقلیط » در استدلال فوق پذیرفته شده است و ظاهر کلمه مد نظر نیست و نیز عبارت « احمد » به جای نام معروف و مقدس « محمد » قابل پذیرش است، اما برای مثال در مورد نام ها و توصیفات آخرالزمان، این استدلال پذیرفته نیست.

گرچه ما نیز به این مسئله معتقدیم که بار عمده ی مطالعه پیرامون روایات « عصر ظهور » بر عهده ی برادران و خواهران فرهیخته ی حوزوی می باشد و مطالعات این عزیزان سنگ بنای کنکاش ها و تحقیقات پیرامون وقایع عصر ظهور را تشکیل می دهد، اما انحصاری کردن مسئله ی مذکور و ممانعت از ورود بقیه ی محققان دغدغه مند و البته تحصیلکرده، کاری ناپسند است. مثال های زیر می تواند، علت این سخن را بیش از پیش آشکار نماید:
الف) تعدادی از نشانه های ظهور، مربوط به مسایل مربوط به علوم طبیعی اعم از نجوم، پزشکی، زمین شناسی و ... هستند که تنها با مطالعات دروس حوزوی نمی توان دیدگاه جامعی نسبت به مسایل نامبرده پیدا کرد. روایات زیر، از آن جمله اند:(53)
« امام باقر (علیه السلام) ذیل این آیه که:
ان نشاء ننزل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین.
اگر بخواهیم آیه ای را از آسمان بر آنها نازل می کنیم که گردن های خود را خاضعانه در مقابل آن فرود آورند.
فرمودند:
خداوند با آنها چنین خواهد کرد .
راوی می گوید: پرسیدم آنها چه کسانی هستند؟
فرمودند:
بنی امیه و پیروان آنها منظور سفیانی و یارانش است .
راوی می گوید باز پرسیدم: آن آیه چیست؟ حضرت جواب دادند:
ثابت ماندن خورشید از ظهر تا وقت عصر و خارج شدن سینه و صورت مردی در قرص خورشید که با حسب و نسبش (برای مردم) شناخته شده است. اینها در زمان سفیانی است و پس از آن او و پیروانش هلاک می شوند. »(54)
همان گونه که ملاحظه فرمودید، در روایت فوق، معصومین (علیهم السلام) خبر از بروز حادثه ای فوق العاده در علم نجوم می دهند که از ظاهر روایات چنین بر می آید که حرکت خورشید از ظهر تا وقت عصر، متوقف می شود. اگر منظور عبارت چنین باشد که حرکت ظاهری خورشید در آسمان متوقف می شود و به عبارت دیگر حرکت وضعی زمین به دور خورشید موقتاً دچار اختلال و وقفه می گردد، این مسئله امری بسیار عجیب و تامل برانگیز خواهد بود که گرچه با وجود قدرت نامتناهی پروردگار عالمیان، غیر ممکن نیست، اما حداقل با کشفیات فعلی علم نجوم، پذیرفتن آن از نظر علمی ثقیل می باشد. در این میان، اظهار نظر منصفانه ی محققین منجم مسلمان می تواند یاری رسان باشد و به درک بهتر ابعاد مسئله کمک نماید.
جالب این که حتی اگر این محققین ارجمند اعلام نمایند که از نظر علمی، مسئله ی مذکور بسیار محال به نظر می رسد و برای مثال طولانی شدن روز ممکن است موجب بروز افزایش دمای مهلک در یک نیمه زمین و بروز سرمای شدید در نیمه ی دیگر زمین گردد یا طوفان ها و امواج سهمگین ایجاد نماید و ...، باز هم به واسطه ی این اظهار عجز دانشمندان، عظمت واقعه ی مذکور بیش از پیش هویدا خواهد گردید.
همچنین ممکن است توصیفات یا توجیهات دیگری برای حدیث فوق وجود داشته باشد. چرا که خورشید، یک حرکت فعال در کهکشان راه شیری نیز دارد(55) و چه بسا ممکن است مقصود روایات از توقف حرکت خورشید، توقف موقت حرکت کهکشانی خورشید باشد، نه حرکت ظاهری آن که این امر نیز با توجه به کشفیات علوم جدید، باز هم مسئله ای عجیب و غیر منتظره خواهد بود که به واسطه ی آن گردن های انسان خاضعانه فرود خواهد آمد.
البته ممکن است توصیفات و توضیحات نجومی دیگری نیز در این زمینه وجود داشته باشد که مولف از آن ها بی خبر است.
بدین ترتیب همانگونه که ملاحظه فرمودید، حدیث فوق از جمله مواردی است که نیاز به ورود منجمان به عرصه دارد و تنها با تحصیلات حوزوی صرف، نمی توان آن گونه که باید و شاید و آن گونه که شایسته ی روایت فوق است، به بررسی همه جانبه ی آن پرداخت.
ب) در برخی از روایات، مطالبی بیان شده اند که مربوط به علم زمین شناسی می باشند. مسایلی همچون « خسف بیداء » که در طی آن سپاه سفیانی در بیابان « بیداء » در بین مکه و مدینه به زمین فرو می روند، یکی از مسایلی است که به علم زمین شناسی مربوط می شود. در مورد « خسف بیداء »، روایات چنین می گویند:(56)
« جابربن يزيد جعفي از امام باقر روايت كرده است:
... و يبعث السفياني بعثاً إلي المدينة فينفي المهدي منها إلي مكة، فيبلغ أميرالجيش السفياني أن المهدي قد خرج ذلي مكة، فيبعث جيشاً علي أثره، فلا يدركه حتي يدخل مكة خائفاً يترقب علي سنة موسي بن عمران، قال: و ينزل أمير جيش السفياني البيداء، فينادي مناد من السماء: يا بيداء أبيدي القوم، فيخسف بهم.
ترجمه: ... سفياني، سپاهي را به مدينه مي فرستد كه حضرت مهدي [به ناچار] از آنجا دور شده و به مكه مي روند. به سپاهيان سفياني خبر مي رسد كه ايشان به مكه رفته اند. او هم سپاهي به دنبال ايشان مي فرستد؛ آنها به آن حضرت نمي رسند تا اين كه ايشان همانند حضرت موسي ترسناك از تعقيب كنندگانشان وارد مكه مي شوند. فرمانده سپاه سفياني وارد بيداء (بيابان) مي شوند. منادي هم از آسمان ندا مي دهد كه اي بيداء! آنها را در كام گير و بيابان هم آنها را در خود فرو مي برد. »(57)
همانگونه که ملاحظه فرمودید، روایت خبر از وقوع یک پدیده ی زمین شناسی در بیابان « بیداء » عربستان می دهد. قطعاً زمین شناسان مسلمان می توانند با تحقیق و مطالعه، امکان وقوع زلزله یا رانش زمین را در بیابان مذکور بررسی کنند و اگر احتمال وقوع زلزله یا رانش زمین در حالت عادی در منطقه ی مذکور ناچیز باشد، می توانند با همین پیشگویی های روایات، تحدی نمایند و از آن به عنوان سندی دیگر بر حقانیت اسلام و تشیع بهره ببرند. چرا که در صورت اینکه از نظر زمین شناسی احتمال وقوع مسئله ی فوق کم باشد، وقوع این اتفاق در عالم واقع و علیرغم احتمال کم زمین شناسی آن، می تواند اعجاز بودن آن را بیش از پیش نشان دهد و حجت را بر مردم تمام نماید.
ج) در برخی از روایات، از وقوع یک پدیده ی نجومی بی نظیر در بحبوحه ی ظهور، سخن به میان آمده است:(58)
« محمد بن الحسن از الأبان از الحسین بن سعید از النضر بن سوید از یحیی الحلبی از الحکم بن الخیاط از محمد بن همام از ورد از ابوجعفر (علیه السلام) فرمود:
پیش از این امر دو اشاره وجود خواهد داشت: ماه گرفتگی در پنجم و خورشید گرفتگی در پانزده ماه. از زمان هبوط حضرت آدم به زمین چنین اتفاقی پیش نیامده است. در آن وقت محاسبات ستاره شناسان نادرست جلوه می کند. »(59)
در روایتی مشابه چنین آمده است:(60)
« ابن عقده از تیملی از احمد و محمد بن حسن از پدرشان از ثعلبة بن میمون از بدر بن خلیل اسدی گفت: در محضر امام باقر (علیه السلام) بودم، سخن از دو نشانه ای که پیش از قیام قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) خواهند بود و این که دو پدیده و نشانه از زمان هبوط حضرت آدم به زمین که درود خداوند بر او باد، سابقه ای نداشته است به میان آمد، آن دو نشانه این که در نیمه ی رمضان پدیده ی خورشید گرفتگی پیش می آید و آخر ماه رمضان پدیده ی ماه گرفتگی. مردی به آن حضرت عرض کرد: ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، این گونه نیست و همیشه خورشید گرفتگی در آخر ماه اتفاق می افتد و ماه گرفتگی در نیمه ی ماه، امام باقر (علیه السلام) به او فرمود:
من به سخن خویش آگاه ترم و می دانم چه می گویم، این دو نشانه، نشانه هایی هستند که از زمان هبوط آدم بی سابقه بوده است. »(61)
همانگونه که ملاحظه فرمودید، روایات مذکور، از وقوع یک واقعه ی نجومی نادر سخن می گویند که در طی آن کسوف و خسوف در غیر از وقت معمول آن ها اتفاق می افتد. به تعبیر معصومین (علیهم السلام) این پدیده ی نجومی از زمان هبوط حضرت آدم ابوالبشر (علیه السلام) تا عصر ظهور، بی نظیر می باشد و برخلاف محاسبه ی منجمین اتفاق می افتد. قطعاً بررسی همه جانبه ی روایت فوق با تحصیلات حوزوی صرف امکان پذیر نیست و لازم است تا منجمین مسلمان نیز درباره ی آن کنکاش کنند و علل احتمالی این واقعه را اعم از مانع شدن سیارک ها یا ستاره های دنباله دار، تغییرات جرمی خورشید و ... بررسی نمایند. حتی اگر مطابق فرمایش ائمه ی معصومین (علیه السلام) علت دقیق آن و زمان های احتمالی بروز آن توسط منجمین معلوم نگردد، باز هم منجمین مسلمان می توانند این پیشگویی را در مجامع علمی مطرح نموده و از آن برای تحدی با غیر مسلمین بهره گیرند و با پیش دستی در اعلام این واقعه، قلب های مستعد برای گرایش به اسلام و منجی بزرگ عالم بشریت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به سمت خیر و صلاح رهنمون نمایند.
البته مثال های فوق، تنها در مورد علوم دقیقه بیان شده اند، حال آن که بسیاری از نشانه های ظهور هم هستند که مربوط به علوم اجتماعی، علوم سیاسی، علوم نظامی، مدیریت و ... هستند و در مورد آن ها نیز باید از تجارب دانشمندان متدین، متعد و مسلمان استفاده نمود تا هر چه بهتر و سریعتر، جوامع اسلامی را برای استقبال از واقعه ی شریف ظهور، آماد کرد.

گرچه برخی از محققین، نظر علامه مجلسی را بی ارتباط با دوران کنونی نمی دانند و معتقدند تلاش های اولیه ی دولت صفوی در چند قرن قبل در جهت رسمی کردن مذهب شیعه، خود زمینه ساز بزرگی برای تولد انقلاب اسلامی شیعی عصر حاضر در ایران بوده است،(63) اما اشتباه علامه مجلسی (رحمه الله) در آن دوران، مجوزی برای نفی مطالعه ی نشانه های ظهور نمی باشد.
در واقع این که علامه مجلسی، دوران صفویه را همان عصر ظهور می دانست، اشتباه و تعجیل خود ایشان بود. در واقع صرف وجود یک دولت شیعی ایرانی در 400 سال قبل، نمی شد نتیجه گرفت که عصر مذکور، دوره ی آخرالزمان بوده است. علامه ی بزرگوار مجلسی، بقیه ی نشانه های ظهور همچون اجتماع یهود در بیت المقدس و تشکیل دولت یهودی در فلسطین، رواج همجنس بازی در جوامع، سوار شدن زن ها بر زین ها (اتومبیل ها)، خروج زندیقی از قزوین، حجت شدن قم در دنیا و پیشگامی قم نسبت به نجف و کوفه، وجود فردی شبیه به سفیانی در شام آن زمان، وجود تحرکات قابل توجه شیعیان یمنی، تسلط جدی غرب بر سرزمین عراق، سیطره ی جهانی دجال و ... (تعدادی از این نشانه ها در ادامه ی مقاله، به بحث و بررسی اجمالی گذاشته خواهند شد) که در روایات ذکر شده بودند، اما در زمان علامه مجلسی (رحمه الله) به وقوع نپیوسته بودند را نادیده گرفته بودند و صرف وجود دولت شیعی صفویه، عصر مذکور را به عنوان عصر آخرالزمان معرفی کرده بودند! قطعاً این اشتباه علامه (رحمه الله) اشتباه خود ایشان بوده است، نه اینکه مبحث بررسی نشانه های ظهور، خود از پایه مشکل داشته باشد. به همین دلیل به نظر می رسد که اتکا به مباحثی از این دست به منظور زیر سوال بردن کلی نشانه شناسی ظهور، آن هم با توجه به فواید بالقوه ای که نشانه شناسی می تواند برای جوامع اسلامی داشته باشد، چندان محلی از اعراب ندارد.
خادم الامام (عج) - وعده صادق
منابع و مآخذ
1 -
http://alef.ir/1388/index.php?option=com_content&task=view&id=79133&Itemid=99999999
2 -
http://u313-sup.blogfa.com/post-41.aspx
3 - كتاب سفياني و نشانه هاي ظهور (السفياني و علامات الظهور)، تأليف محمد فقيه، ترجمه ي سيد شاهپور حسيني، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ دوم، 1385، صفحات 87 و 88.

4 - كتاب سفياني و نشانه هاي ظهور (السفياني و علامات الظهور)، تأليف محمد فقيه، ترجمه ي سيد شاهپور حسيني، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ دوم، 1385، صفحات 87 و 88.
5 - كتاب سفياني و نشانه هاي ظهور (السفياني و علامات الظهور)، تأليف محمد فقيه، ترجمه ي سيد شاهپور حسيني، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ دوم، 1385، صفحات 87 و 88.
6 -
http://www.tebyan-ardebil.ir/description.aspx?id=10579
و
http://www.rasekhoon.net/Article/Show-52991.aspx
7 -
http://www.tebyan-ardebil.ir/description.aspx?id=10579
و
http://www.rasekhoon.net/Article/Show-52991.aspx
8 -
http://www.alvadossadegh.com/fa/article/44-alaeme-zohoor/1845-1388-12-26-22-43-46.html
9 -
http://www.parsine.com/fa/pages/?cid=36136
و
http://www.fardanews.com/fa/news/143994/%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%B0%D9%88%D8%A7%D9%84%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1
10 - كتاب سفياني و نشانه هاي ظهور (السفياني و علامات الظهور)، تأليف محمد فقيه، ترجمه ي سيد شاهپور حسيني، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ دوم، 1385، صفحه ی 91.
11 - كتاب سفياني و نشانه هاي ظهور (السفياني و علامات الظهور)، تأليف محمد فقيه، ترجمه ي سيد شاهپور حسيني، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ دوم، 1385، صفحه ی 91.
12 - كتاب سفياني و نشانه هاي ظهور (السفياني و علامات الظهور)، تأليف محمد فقيه، ترجمه ي سيد شاهپور حسيني، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ دوم، 1385، صفحه ی 91.
13 - نسخه ی خطی ابن حماد، صفحات 74 و 84.
و
کتاب عصر ظهور، تألیف علی کورانی عاملی، ترجمه ی مهدی حقی، ناشر: شرکت چاپ و نشر امور بین الملل وابسته به انتشارات امیر کبیر، چاپ چهارم، 1385، صفحات 113 و 114.

14 - بحار الأنوار، ج 65، ص 139.
و
http://www.al-shia.org/html/ara/books/?mod=hadith&start=70&end=80
15 -
http://www.alvadossadegh.com/fa/best-article/154-mardi-az-ghom.html
16 -
http://www.mahdi313.org/page.php?page=showarticles&cat=1&id=293&office=markaz
و
http://www.mazaheb.com/index.php?option=com_content&view=article&id=2053:1390-01-24-08-04-40&catid=46&Itemid=19
17 - آينده و آينده سازان، محمد دشتي، ناشر: موسسه تحقيقاتي اميرالمؤمنين، صفحه ی 70.
و
http://tebyan-zn.ir/News-Article/Religion_Thoughts/mahdaviyat/2010/12/25/15613.html
و
http://www.andisheqom.com/Files/mahdi.php?idVeiw=1781&level=4&subid=1781
و
http://www.x-shobhe.com/main.php?sid=712

18 - آينده و آينده سازان، محمد دشتي، ناشر: موسسه تحقيقاتي اميرالمؤمنين، صفحه ی 70.
و
http://tebyan-zn.ir/News-Article/Religion_Thoughts/mahdaviyat/2010/12/25/15613.html
و
http://www.andisheqom.com/Files/mahdi.php?idVeiw=1781&level=4&subid=1781
و
http://www.x-shobhe.com/main.php?sid=712
19 -
http://www.shareh.com/persian/magazine/pasdar_i/81/251/e.htm
20 -
http://www.shareh.com/persian/magazine/pasdar_i/81/251/e.htm
21 -
http://www.alvadossadegh.com/fa/best-article/2062-1.html
و
http://www.alvadossadegh.com/fa/article/44-alaeme-zohoor/2033-1389-01-18-10-43-00.html
و
http://www.alvadossadegh.com/fa/article/44-alaeme-zohoor/1913-1389-01-06-10-42-20.html
22 -
http://m-yousefian.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=187:-----l---r&catid=75:1389-11-22-04-34-36&Itemid=75
و
http://www.shia-leaders.com/?p=9033
23 -
King Abdullah, Britain and the Making of Jordan, Mary Christina Wilson, Cambridge University Press, 1990, (Page 6).
و
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%84%DA%A9_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%AF%D9%88%D9%85
و
http://www.cambridge.org/catalogue/catalogue.asp?isbn=0521399874
24 -
http://en.wikipedia.org/wiki/Hashemite
25 -
http://www.vatanemrooz.ir/1389/12/18/VatanEmrooz/622/Page/1
http://www.alvadossadegh.com/fa/article/47-politics/8365-1389-12-19-10-14-39.html
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8912231226
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=82086
http://www.javanonline.ir/Nsite/FullStory/?Id=348174
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8912231197
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8912231146
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8912231190
26 - کتاب عصر ظهور، تألیف علی کورانی عاملی، ترجمه ی مهدی حقی، ناشر: شرکت چاپ و نشر امور بین الملل وابسته به انتشارات امیر کبیر، چاپ چهارم، 1385، صفحات 160 و 161.
27 - کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحات 24 تا 35.
28 - کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحات 24 تا 35.
29 - كمال‏الدين شيخ صدوق، ج 2، ص 525 تا 528، چاپ دارالكتب الاسلاميه قم و منتخب الانوار المضيئة تأليف نيلى نجفى، ص 85 تا 89، چاپخانه خيام، قم.
و
http://www.khotabenadereh.com/index.php?option=com_content&view=article&id=155:1388-09-11-11-06-36&catid=38:imam-ali&Itemid=83
و
http://www.azmezohoor.ir/HTMLs/Data_ArticlesLinks/ghadr1430-31-Articles-AzmeZohoordotir/463-gh3031-890406-khotabenaderehdotcom-Emam-Ali-A-Hadisedajjal.htm
30 - كمال‏الدين شيخ صدوق، ج 2، ص 525 تا 528، چاپ دارالكتب الاسلاميه قم و منتخب الانوار المضيئة تأليف نيلى نجفى، ص 85 تا 89، چاپخانه خيام، قم.
و
http://www.khotabenadereh.com/index.php?option=com_content&view=article&id=155:1388-09-11-11-06-36&catid=38:imam-ali&Itemid=83
و
http://www.azmezohoor.ir/HTMLs/Data_ArticlesLinks/ghadr1430-31-Articles-AzmeZohoordotir/463-gh3031-890406-khotabenaderehdotcom-Emam-Ali-A-Hadisedajjal.htm
31 -
http://www.porsojoo.info/fa/book/print/2971
و
كتاب سفياني و نشانه هاي ظهور (السفياني و علامات الظهور)، تأليف محمد فقيه، ترجمه ي سيد شاهپور حسيني، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ دوم، 1385، صفحه ی 91.
32 - کمال الدین، بنا بر نقل بحارالانوار، ج 52، ص 204.
و
كتاب سفياني و نشانه هاي ظهور (السفياني و علامات الظهور)، تأليف محمد فقيه، ترجمه ي سيد شاهپور حسيني، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ دوم، 1385، صفحه ی 160.
33 - کمال الدین، بنا بر نقل بحارالانوار، ج 52، ص 204.
و
كتاب سفياني و نشانه هاي ظهور (السفياني و علامات الظهور)، تأليف محمد فقيه، ترجمه ي سيد شاهپور حسيني، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ دوم، 1385، صفحه ی 160.
34 -
http://alef.ir/1388/content/view/88572
و
http://www.bazgo.com/default.aspx?scn=Details&&news_dtid=d41cefd7-9f1e-423a-a3a9-46836b9136b0&lid=71ff6a01-197a-42bf-8b3b-846af2b582c2&mln=News_DetailPage

35 - کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحه ی 194.
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/fajr_moqaddas_al-saadaat_07.html
36 - کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحه ی 194.
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/fajr_moqaddas_al-saadaat_07.html

37 - کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحه ی 122.
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/fajr_moqaddas_al-saadaat_05.html
38 - کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحه ی 122.
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/fajr_moqaddas_al-saadaat_05.html
39 - کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحات 119 و 120.
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/fajr_moqaddas_al-saadaat_05.html
40 - کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحات 119 و 120.
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/fajr_moqaddas_al-saadaat_05.html

41 -
http://isna.ir/isna/NewsView.aspx?ID=News-1756129

42 - کتاب عصر ظهور، تألیف علی کورانی عاملی، ترجمه ی مهدی حقی، ناشر: شرکت چاپ و نشر امور بین الملل وابسته به انتشارات امیر کبیر، چاپ چهارم، 1385، صفحات 228 تا 239.
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/asre_zohoor_kooraani_15.html
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/asre_zohoor_kooraani_16.html
43 - فیلم 300، دقایق 60 تا 62؛ و دقایق 70 تا 71. (دقایق ذکر شده، مربوط به فیلم بدون سانسور هستند.)
44 -
http://talabe.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=357&Itemid=2
و
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8611020404
و
http://noorportal.net/news/ShowNews.aspx?ID=1435
و
http://talabe.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=354&Itemid=2
و
http://www.aftabnews.ir/vdcivuaw.t1azw2bcct.html
و
http://www.habilian.com/view.asp?ID=00622
45 - کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحه ی 194.
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/fajr_moqaddas_al-saadaat_07.html
46 - کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحه ی 194.
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/fajr_moqaddas_al-saadaat_07.html
47 -
http://islamtxt.ir/islam/node/5
و
http://www.alameli.net/books/index.php?id=3085
48 -
http://www.alameli.net/books/index.php?id=3085
49 -
http://www.alameli.net/books/index.php?id=3085

50 -
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=89
و
http://old.mouood.org/content/view/7245/3/
51 -
http://www.ahlulbaytportal.com/fa.php/page,16985A31726.html?PHPSESSID=34b1d98150ab13ffca4fa769a5b60975
و
http://www.porsojoo.info/fa/book/print/9752
52 -
http://www.ahlulbaytportal.com/fa.php/page,16985A31726.html?PHPSESSID=34b1d98150ab13ffca4fa769a5b60975
و
http://www.porsojoo.info/fa/book/print/9752
53 - الغيبة نعماني، ص 169؛بحار الانوار، ج 52 ، ص 233؛ بشارة الاسلام،ص 120.
و
کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحات 95 و 96.
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/fajr_moqaddas_al-saadaat_04.html
54 - الغيبة نعماني، ص 169؛بحار الانوار، ج 52 ، ص 233؛ بشارة الاسلام، ص 120.
و
کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحات 95 و 96.
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/fajr_moqaddas_al-saadaat_04.html
55 -
http://www.farabiedu.com/post.php?id=35
و
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=355197
56 - الغيبة نعماني، ص 188؛ بشارة الاسلام، ص 102؛ تاريخ الغيبة الكبري، ص .521
و
کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحات 95 و 96.
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/fajr_moqaddas_al-saadaat_07.html
57 - الغيبة نعماني، ص 188؛ بشارة الاسلام، ص 102؛ تاريخ الغيبة الكبري، ص .521
و
کتاب شش ماه پایانی (الفجر المقدس المهدی علیه السلام و ارهاصات الیوم الموعود)، تألیف مجتبی السادة، ترجمه و توضیح محمود مطهری نیا، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ چهارم، 1385، صفحات 95 و 96.
و
http://www.islamicecenter.com/ketaabkhaaneh/QAAEM/fajr_moqaddas_al-saadaat_07.html
58 - کمال الدین، ص 614.
و
كتاب سفياني و نشانه هاي ظهور (السفياني و علامات الظهور)، تأليف محمد فقيه، ترجمه ي سيد شاهپور حسيني، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ دوم، 1385، صفحه ی 165.
59 - کمال الدین، ص 614.
و
كتاب سفياني و نشانه هاي ظهور (السفياني و علامات الظهور)، تأليف محمد فقيه، ترجمه ي سيد شاهپور حسيني، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ دوم، 1385، صفحه ی 165.
60 - الغیبة نعمانی، (حدیث 45، ص 271).
و
كتاب سفياني و نشانه هاي ظهور (السفياني و علامات الظهور)، تأليف محمد فقيه، ترجمه ي سيد شاهپور حسيني، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ دوم، 1385، صفحات 165 و 166.
61 - الغیبة نعمانی، (حدیث 45، ص 271).
و
كتاب سفياني و نشانه هاي ظهور (السفياني و علامات الظهور)، تأليف محمد فقيه، ترجمه ي سيد شاهپور حسيني، ناشر: موعود عصر (عج)، چاپ دوم، 1385، صفحات 165 و 166.
62 -
http://www.khabaronline.ir/news-139898.aspx
و
http://www.asreshia.com/index.php?option=com_content&view=article&id=961:1390-01-15-03-40-43&catid=3:main&Itemid=103
63 -
http://radio.irib.ir/goftogoo/Top_News/news_topview.php?ID=696
منبع:http://www.alvadossadegh.com
5 - تعدادی از برادران و خواهران طلبه و حوزوی نیز چنین عنوان کرده اند که بررسی نشانه های ظهور، در حیطه ی عملکرد حوزویان می باشد و افراد غیر حوزوی حق تحقیق و مطالعه پیرامون روایات « نشانه های ظهور » را ندارند و حوزویان برای پرداختن به این نشانه ها کفایت می کنند. 6 - تعدادی از برادران و خواهران محقق مهدوی در رد مطالعه ی نشانه های ظهور، چنین استدلال کرده اند که در ادوار گذشته نیز علما و بزرگان مذهبی، به اینکه دوران آن ها عصر ظهور بوده است، معتقد بوده اند، اما با گذشت زمان، هیچ اتفاقی نیفتاده و پیش بینی این بزرگان غلط از آب در آمده است. علامه مجلسی (رحمه الله) یکی از این مثال ها است و ایشان معتقد بوده است که دولت صفویه، همان دولت زمینه ساز ظهور در آخرالزمان می باشد.(62)

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ساعت 15:44 توسط حمیدرضا دشتی 665 منتظران|

 

وقتی دین، پول و قبله، زن می‌شود
آخرالزمان از زبان پیامبر
پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) فرمود" اسلام در غربت ظهور کرد و در آخرالزمان نیز غریب خواهد شد. چه بسیارند مسلمانان که از اسلام جز پوسته‌ای وارونه بر خویش ندارند.
از علی (علیه‌السلام) پرسیده شد:" آن زمان چه زمانی است" پاسخ گفته شد:" زمانی است که پست فطرتان همه جا را پر می‌کنند، بزرگواران کمیاب می‌شوند، روزگاری است که پادشاهان چون درندگان، تهیدستان طعمه آنان، راستی غارت می‌شود و دروغ فراوان می‌گردد. مردمانشان با زبان تظاهر به دوستی دارند اما در دل دشمن هستند. گناه همه جا را فرا می‌گیرد و علنی به گناه افتخار می‌کنند و اسلام را چون پوستینی واژگونه می‌پوشند"( نهج‌البلاغه . خطبه 108)
احادیثی بی شمار از پیامبر اکرم حضرت محمد رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) در بحارالانوار جلد 22ص453و کنزالعمال درباره روزگار غریبی اسلام در آخرالزمان از شیعه و اهل سنت نقل شده که در اینجا به ان‌ها اشاره می‌کنیم :

شخصیت‌های بزرگ، حیله گر خوانده می‌شوند
 

روزگاری خواهد آمد که دین خدا تکه تکه خواهد شد. سنت من در نزد آنان بدعت و بدعت در نزد آنان سنت باشد ، شخصیت‌های بزرگ در نزد آن‌ها حیله گر خوانده می‌شوند و اشخاص حیله گر در نزد مردم، با شخصیت و وزین خوانده شوند .
مؤمن در نزد آنان حقیر و بی مقدار می‌شود و فاسق به پیش آن‌ها محترم و ارجمند باشد ، کودکانشان پلید و گستاخ و بی ادب و زنانشان بی باک و بی شرم و بی حیا شوند، پناه بردن به آن‌ها خواری و اعتماد به آنان ذلت و درخواست چیزی از آن‌ها نمودن، جامه درویشی به تن کردن و مایه بیچارگی و ننگ است .
در آن هنگام خداوند ، آنان را از باران به هنگام، محروم سازد و در وقت نامناسب بر آن‌ها ببارد .

اگر در جمع آن‌ها باشی به تو دروغ گویند
 

زمانی بر مردم بیاید که چهره‌هایشان چهره‌های آدمیان ولی دل‌هایشان دل‌های شیاطین باشد ، بسان گرگان درنده خون‌ریز باشند. از منکرات اجتناب نکنند، پیوسته به کارهای ناپسند خویش ادامه دهند ، اگر در جمع آن‌ها باشی به تو دروغ گویند و اگر خبری برایشان بازگویی تو را دروغ‌گویی شناسند و چون از آن‌ها غایب باشی غیبتت کنند . افراد بد بر آنان مسلط شود که آنان را به انواع عذاب معذب دارند، نیکانشان دعا کنند ولی اجابت نشود.

شکم هاشان خدایان آن‌ها، و زنانشان قبله گاهشان و پولشان دینشان
 

در جایی دیگر رسول خدا فرمود : زمانی بر مردم بیاید که شکم هاشان خدایان آن‌ها شود، و زنانشان قبله گاهشان و پولشان دینشان شود و کالاهای دنیوی را مایه شرف و اعتبار و ارزش خویش دانند .
از ایمان جز نامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درس نماند. ساختمان‌های مسجدهایشان آباد باشد ولی دل‌هایشان از جهت هدایت خدا خراب شود .

وقتی دین، پول و قبله، زن می‌شود

به چهار بلا مبتلا شوند. نخست: تجاوز به ناموسشان
 

در آن روزگار است که خداوند، آن‌ها را به چهار بلا مبتلا سازد . نخست: تجاوز به ناموسشان و دوم: هتک حرمت از ناحیه زورمندان و ثروتمندانشان ، سوم: خشکسالی، چهارم: ظلم و ستم از جانب زمامداران و قاضیان .
اصحاب از سخنان آن حضرت سخت به شگفت آمدند و گفتند : یا رسول الله ! مگر آن‌ها بت پرست هستند؟ پیامبر فرمود : آری هر پول و درهمی به نزد آن‌ها بتی است که در حد پرستش به آن تعلق خاطر دارند .

آنچنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد
 

از پیامبر خدا در منابع شیعه و اهل تسنن روایت شده است که در جایی دیگر فرمود:
روزگاری بیاید که مردمشان آنچنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد. در آن هنگام، خداوند آن‌ها را به سه بلا دچار سازد : نخست آنکه برکت از مالشان بگیرد ، دوم: ستمگران را بر آن‌ها مسلط سازد و سوم آنکه بی ایمان از دنیا بروند .
یکی از اصحاب از پیامبر پرسید: یا رسول الله دین مردمشان چگونه خواهد بود؟
پیامبر فرمود : زمانی بر مردم بیاید که هر کس دین خویش را به سختی حفظ کند . دین‌داری‌شان بسان کسی ماند که آتش در دست خود نگه دارد.
در جایی دیگر در بحارالانوار جلد52ص190 پیامبر فرمود : زمانی برسد که از قرآن جز رسم الخطی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند ، آنچنان که گروهی به دین خدا در جهان خوانده شوند در حالی که همین گروه از هرکسی از اسلام دورتر باشند. مسجدهاشان از حیث ساختمان آباد ولی از نظر هدایت، خراب باشد.

وقتی دین، پول و قبله، زن می‌شود

در میان مردمانشان قرآن و اهل آن در اقلیت باشند. مومنانشان در میان مردم باشند ولی در میان آن‌ها نباشند، با مردم باشند ولی به راستی با مردم نباشند ، زیرا هدایت با ضلالت همراه نیست گرچه در کنار یکدیگر باشند .

به اندک نانی پیش هرکسی کرنش کنند
 

در بحار ج 77ص369 آمده است پیامبر در اواخر عمر خود اصحاب را جمع کردند و فرمودند: زمانی بر مردم بیاید که اخلاق انسانی از آنان رخت بربندد چنانکه اگر نام یکی را بشنوی به از آن بود که آن را ببینی یا اگر او را ببینی به از آن است که او را بیازمایی. چون او را بیازمایی، حالاتی زشت و ناروا در او مشاهده کنی .
دینشان پول و قبله گاهشان زنانشان شود. برای رسیدن به اندک نانی پیش هرکسی کرنش کنند نه خود را در پناه اسلام دانند و نه به کیش نصرانی زندگی کنند . بازرگانان و کاسبانشان رباخوار و فریبکار ، و زنانشان خود را برای نامحرمان بیارایند. در آن هنگام اشرارشان بر آن‌ها چیره گردند و هر چه دعا کنند به اجابت نرسد .

آنچنان به قوانین اسلامی بی اعتنا بشوند که...
 

روزگاری خواهد آمد که مردمانشان به پراکندگی مصمم باشند و از هماهنگی و اتفاق نظر و اتحاد به دور شوند. آنچنان به قوانین اسلامی بی اعتنا بشوند که گویی آنان خود پیشوای قرآن بودند نه قرآن پیشوای آن‌ها . از حق جز نامی نزد آن‌ها نمانده باشد و از قرآن جز خط و ورقی نشناسند. بسا یکی در درس قرآن و تفسیر وارد شود ، هنوز جا خوش نکرده از دین خارج شود . و چون در آخرالزمان دینتان دست خوش افکار گوناگون روایات جدید شود، کمتر کسی از شماست که دینش را حفظ کند.

هنگامی که معیشت جز با گناه تأمین نگردد
 

در کن زال اعمال حدیث 31008 آمده است یکی از اصحاب پرسید دین خدا چگونه خواهد شد؟
پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) فرمود : زمانی بر مردم بیاید که هیچ دین‌دار دینش برایش سالم نماند جز اینکه از قله کوهی بگریزد یا از سوراخی به سوراخ دیگر پناه برد چون روباه که با بچه‌هایش چنین کند ، و این آخرالزمان باشد .
هنگامی که معیشت جز با گناه تأمین نگردد ، چون این وضع پیش آید عزب بودن و تجرد حلال شود ، در آن روزگار است که مرد به دست پدر و مادرش تباه و گمراه شود و اگر پدر و مادر نداشته باشد به دست زن و فرزندش و اگر زن و فرزند نداشته باشد، چه بسا هلاکت و تباهی‌اش به دست خویشان و همسایگانش باشد که او را به تهیدستی و فقر سرزنش کنند و بترسانند و تکالیفی بر او نهند که وی از عهده ان بر نیاید تا گاهی که او به پرتگاه‌های هلاکت سقوط کند .

در آخرالزمان فریبکارانی بیایند که حدیث‌هایی نو و روایت‌هایی جدید از دین بر شما بخوانند
 

و نیز از پیامبر خدا در کتاب کن زال اعمال، حدیث 290324 روایت شده است که فرمود : در آخرالزمان دغل‌بازان و فریبکارانی بیایند که حدیث‌هایی نو و روایت‌هایی جدید از دین بر شما بخوانند، آنچنان که نه شما و نه پدرانتان چنین حدیث‌هایی نشنیده باشید. پس دوری گزینید از آن‌ها. مبدأ به دام تزویر و فریبشان بیافتید .
از علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) درباره آخرالزمان پرسیده شد : آیا در آن زمان مؤمنانی وجود دارند؟ فرمود: آری . باز پرسیده شد: آیا از ایمان آنان بر اثر فتنه‌ها چیزی کاسته می‌شود؟ فرمود: نه ، مگر آن مقدار که قطرات باران از سنگ خارا بکاهد اما آنان در رنج به سر برند.

وقتی دین، پول و قبله، زن می‌شود

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود : زمانی بر مردم بیاید که مقرب نباشد جز به سخن چینی ، و جالب شمرده نشود جز فاجر بودن ، و تحقیر نشوند جز افراد با انصاف، در آن زمان دستگیری مستمندان زیان بشمار آید و صله رحم لطف و بزرگواری بشمار آید .(نهج‌البلاغه/حکمت 102)
امام سجاد(علیه‌السلام) فرمود : چون خداوند می‌دانست در آخرالزمان اهل فکر دقیق النظر خواهند آمد، از این جهت قل هوالله و احد و آیاتی از سوره حدید نازل کرد. بحار 60/18

بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دین‌داری کنید
 

امام صادق(علیه‌السلام) فرمود : چون قائم ما قیام کند خداوند آنچنان نیرویی به چشم و گوش پیروانش داده که به پیک و پیام آور نیازی نداشته باشند و به هر کجای جهان که باشند امام خود را ببینند و سخنش را بشنوند. بحار ۳۶/۴۵
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) فرمود :« این دین مدام برپا خواهد ماند و گروهی از مسلمانان از آن دفاع کنند و در کنار ان بجنگند تا قیامت بپا شود » و فرمود « در هر عصر و زمانی گروهی از امتم مدافع احکام خدا باشند و از مخالفان باکی نداشته باشند » کن زال اعمال حدیث34499و34500
در جای دیگری فرمودند: « چون در آخرالزمان دینتان دست خوش افکار گوناگون گردد، بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دین‌داری کنید که به دل‌هایشان دین‌دارند و دین ان‌ها از الایش به افکار مصون ماند." بحار52/111
از قرآن جز رسم الخطی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند
منبع:خبر انلاین
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ساعت 15:42 توسط حمیدرضا دشتی بدون نظر|


 

چرا غروب جمعه دلگیر است؟

در دعای ندبه وقتی جریان دعا به حضرت صاحب الزمان (ارواحنافداه) می‌رسد، چنین عبارتی آمده است: «یَاابْنَ مَنْ دَنَی فَتَدَلیَّ فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ اَوْ اَدْنَی دُنّوا وَاْقتِرابا مِنَ اْلعَلِیِّ اْلاَعْلَی»(1)
یعنی می‌خواهیم از جدایی امام عصر (سلام الله علیه) ناله کنیم و آرزوی وصال داشته باشیم، این آخرین سخن انسان است، گویا کامل ترین مقامی است که در مورد بنده وجود دارد.
در قرآن شریف نیز در باره معراج پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) آمده است: «ثُمَّ دَنَا فَتَدَلََّی فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی»(2) سپس نزدیک و نزدیک‌تر شد تا جایی که به اندازه‌ی دو کمان یا نزدیک‌تر شد.
این درخواست، مرتبه‌ی بسیار بلندی است و به همه کس داده نمی‌شود، حتی انبیای اولواالعزم اما می‌توان به آن نزدیک شد.
حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) می‌فرماید:
خداوندا این نورانیت و بصیرت قلوب که اولیاء از تو خواستند و خواهش نمودند که به نورانیت آن، واصل به تو شوند، چه بصیرتی است؟ بارالها، این حجب نور که در لسان ائمه‌ی معصومین (علیهم السلام) ما متداول است، چیست؟ این معدن عظمت و جلال و عزّ قدس و کمال چه چیزی است که غایت مقصد آن بزرگواران است، و ما تا آخر از فهم علمی آن هم محرومیم، تا چه رسد به ذوق آن و شهود آن؟ خداوندا، ما که بندگان سیه روی سیه روزگاریم، جز خور و خواب و بغض و شهوت از چیز دیگر اطلاع نداریم و در فکر اطلاع هم نیستیم، تو خود نظر لطفی به ما کن و ما را از این خواب بیدار و از این مستی هوشیار فرما.(3)

چرا غروب جمعه دلگیر است؟

از یکی از بزرگان اهل معنی پرسیدم: علت این که عصرهای جمعه دل انسان می‌گیرد و غمگین می‌شود چیست؟ فرمود:«چون در آن لحظه قلب مقدّس امام عصر (ارواحنافداه) به سبب عرضه‌ی اعمال انسان‌ها، ناراحت و گرفته است، آدم و عالم متأثر می‌شوند. او قلب و مدار وجود است.»
ما هنوز به این نور نرسیده ایم، امّا ائمه‌ی معصومین (علیهم السلام) بدان رسیده اند، با این حال، همین نور را نیز حجاب می‌دانند. در ادامه حضرت امام (اعلی الله مقامه الشریف) می‌فرماید: «در هر صورت برای اهلش همین یک حدیث کفایت می‌کند تمام عمر خود را صرف کنند برای تحصیل محبت الهی و اقبال وجه الله».
اگر انسان ارتباط خود را با خدا قوی کند، خواهد دید که محجوب و محروم نمی‌شود. برخی از نکات، بسیار عجیب است.
از یکی از بزرگان اهل معنی پرسیدم: علت این که عصرهای جمعه دل انسان می‌گیرد و غمگین می‌شود چیست؟ فرمود:«چون در آن لحظه قلب مقدّس امام عصر (ارواحنافداه) به سبب عرضه‌ی اعمال انسان‌ها، ناراحت و گرفته است، آدم و عالم متأثر می‌شوند. او قلب و مدار وجود است.»
پس بیاییم ارتباط خود را قوی‌تر کنیم و رفاقت داشته باشیم؛ آن هم با کسی که بیش از همه به او محتاجیم و گردن ما حق دارد. امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) از تمام انبیا و اوصیاءشان به جز پیامبر خاتم (صلوات الله علیه و آله) و وصّی ایشان برترند. ایشان بهترین ارتباط را با خداوند دارند. این لطفی از الطاف الهی است که ما از امت این پیامبر و این امام هستیم.
در روایات آمده است که انبیای گذشته اگر در جایی گرفتار می‌شدند به ائمه‌ی معصومین (علیهم السلام) متوسل می‌شدند، ولی ما با این که جزو امت ایشان هستیم، این قدر عقب افتاده ایم. به راستی چرا باب الله را رها کرده‌ایم؟

پي‌نوشت‌ها:
 

1. مفاتیح الجنان،دعای ندبه

3. شرح چهل حدیث،432
2. نجم، آیه 9

منابع:
1. مفاتیح الجنان،دعای ندبه
2. نجم، آیه 9
3. شرح چهل حدیث،432
4. بخش مهدویت تبیان

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ساعت 15:41 توسط حمیدرضا دشتی بدون نظر|

 


ادب انتظار

احمد ابراهیمی هرستانی
منبع : اختصاصي راسخون

  مقدمه:

بهروری انسان ها در زمان غیبت امام زمان (علیه السلام ) به گونه ای است که منتظران واقعی را به ارزشی میرساند که امام صادق (علیه السلام ) فرمودند: مانند کسی هستند که به همراه حجت در خیمه آن حضرت آماده به خدمت باشند ،آنگاه حضرت صادق (علیه السلام) پس از تأملی سربلند کردند وفرمودند :اومانند کسی هست که به همراه رسول الله (صلی الله وعلیه وآله )بوده است (2)آماده بودن برای انتظار وسعت درونی وسعه صدر می خواهد که به هر کسی تعلق نمی گیرد واگر انتظار با وسعت درونی همراه بود ،انسان را به سمتی سوق می دهدکه به عالم معنا نظاره گر شود نه آنکه در دید زمینی بماند .این وسعت درونی با آدابی همراه است که با رعایت آنها می توان به اوج انتظار رسید از قبیل :توجه ،عهد ،انس وتوسل که با وجود این آداب انسان منتظر در دوران غیبت می تواند وضعیت بهتر را رقم بزند واز بزرگترین تکلیف حساس این زمان یعنی حفظ مرزهای عقیدتی ودین مبین اسلام سر بلند بیرون آید .
چکیده :
مفهوم انتظار یعنی امیدوار به آینده بودن وناراحتی از وضع موجود (1)،انتظار عامل حرکت دهنده انسان به سمت تعالی ورشد است.انتظار، واژه آشنای است که در درون خود اضطرار وافتقارونیاز را داردوتا انسان مضطر نباشد دنبال فریاد رسی نخواهد بود ،این انتظار ریشه در ظلم وستم ،جنگ وخونریزی وجهل دارد که نابسامانی ها ی را در جهان ایجاد نموده است که در مکتب انتظار با رعایت ادب انتظار این نابسامانی ها از بین خواهد رفت وتکلیف منتظرین در رعایت این آداب نهفته است. این آداب در انس ،عهد ،توجه ،توسل خلاصه می گردد که در این مقاله بدان پرداخته خواهد شد
کلید واژه :حضرت مهدی (علیه السلام)،انتظار ،ادب ،اضطرار ،تکلیف ،آمادگی
انتظار
انتظار ،اصطلاحی است که به معنای عدم رضایت به وضع موجود وانتظار عملی برای تغییر آن وحاصل شدن وضعیت مناسب می باشد (3)بر این اساس می توان فهمید که انتظار مفهومی است مرکب از دو جزء،نفی واثباتی.نفی آنچه در جریان است واثبات آنچه انتظار وتوقع آن می رود(4) .اکنون آنچه بیان شد را در قالب مثالی می آوریم ؛اگر کسی به مسا فرتی رود واین سفرش از حد معمول به طول انجامد واز سویی خبری نیز از او بدست نیاید ،پدر ومادر از این فرد مسافر وهم از وضعیت موجود ناراضیند ؛وطالب تغییر این وضعیت هستند .اینان نسبت به وضعیتی که در آن به بسر می برند حالت بی تفاوتی ندارند ،بلکه در تمامی لحظات در پی آنند که از سویی از این وضعیت خارج شوند واز طرفی دیگر وضعیت مطلوب را فراهم آورند این حالت را انتظار می خوانند واین پدر ومادر را منتظر .

چه زمانی حقیقت انتظار را درک می کنیم ؟

زمانی میتوانیم حقیقت انتظار را ادراک کنیم که بدانیم امام زمان (علیه السلام )را برای چه می خواهیم وتا این حالت اضطرار وافتقار رانداشته باشیم دنبال حضرت نخواهیم رفت .پس علت عدم ادراک حقیقی انتظار ،نداشتن حالت انتظار است .مادامی که شخص اضطرار نداشته باشد ،آرزوی وضعیت بهتر را در سر نمی پروراند وهیچ تهیأ وآمادگی برای تغییر وضعیت موجود از خود نشان نمی دهد .اضطرار یعنی اینکه بدانیم همه درها بسوی من بسته شده است ،درست مثل زمانی که به دریا می رویم ودر زیر پای خود ،شن وماسه دریا را احساس کرده خیلی مضطر نبوده واز خود ودست وپای خود کمک می گیریم واز شن وماسه بیرون می آییم واحساس نیاز به نجات غریق نمی کنیم ؛اما وقتی در وسط دریا قرار داریم وپایمان به هیج جا بند نیست وبه هر طرف که می چرخیم ،موج مانند گردابی مارا در خود می پیچاند ،آن نیاز واقعی ،که عشق به بقاءوحیات است در درون ما ایجاد اضطرار می کند وصدایمان بلند می شود .اگر مضطر حقیقی هستیم باید روحمان اینگونه برای امام زمان (علیه السلام)فریاد بزند ،اما متأسفانه مضطر نشده ایم وبه حکومت دنیا بر خودراضی شده ایم (4)در انتظار این روحیه (اضطرار )باید حکمرانی کند تا شخص بتواند دوام واستمرار داشته باشد وبه فعالیت وکوشش بپردازد ،وقتی اضطرار نبود یعنی انتظار نیست واین همان زندگی بدون امید است که روبه تباهی وسقوط کشانده می شود .

ادب انتظار:
 

کسی که تولد فرزندی عزیز ویا مهمانی محبوب دارد ،بی تفاوت ،بی خیال ،بی توجه وبی مسولیت نیست ،انتظار در حالت ودر عمل تاثیر گذار است ومنتظرآدابی را دنبال میکند ؛1- توجه 2- عهد 3-انس 4-توسل .
توجه:وجاهت یافتن است وآنچه باعث می شود به دلدار روی بیاوریم ،تجربه جمال، جلال وکمال وتجربه محبت وعنایت اوست.سپس مقایسه دلدارها با هم ومقایسه دلدار با خویش ،زمینهای برای انتخاب وترتیب اهمیت ها می شود .توجه به امام زمان (علیه السلام)که در دعای توسل می خوانیم ؛«انا توجهنا واستشفعنا بک الی الله »(5)از آنجا شکل می گیرد که ما محبوبهای دیگر ورهبران دیگر را تجربه می کنیم وبه ضعف ها ومحدودیتها ویا پستی ها وزشتی های آن راه می یابیم واز آنجا که می بینیم دیگران مارا برای خویش می خواهند توجه به امام زمان (علیه السلام )مرحله رشد وتوسعه درونی ما قرار خواهد گرفت .کسی که سر در لاک تعلق ه وبتها ،دارد نمی تواند به مهدی (علیه السلام)روی بیاورد .ونمی تواند همراه حجت بیاید ودوام نمی آورد ،از میان راه بریده وبه خاطر تعلقها می ماند ..همراهی حجت خدا ،همراهی در اهداف را می خواهد وآن کسی که به هدفهایی کوتاه تر از ولی، دل بسته است ،ناچار از ولی جدا می شود .برای کسی که دنیا برایش وسعت است در کنار مهدی (علیه السلام )جایی نیست .برای کسی که وجاهت و آبرو را در حوزه خانواده وفامیل وشهر ومملکت ویا تمام زمین می خواهدوسیله وجاهت او، می تواند دنیا خواهی های متفاوت باشد ،اما برای کسی که از حوزه زمین فراتر می رود وعظمت آسمانها ووجاهت عند الله ،ودر حضور حق را خواستار می شود .آری ،انتظار یعنی توجه پیدا کردن به امام علیه السلام که انسان را وسعت درونی وسعه صدر می دهد وبجایی می کشاند که معیت وهمراهی با اورا رقم می زند وا زبسیاری از تیرها ونیزه ها ی وجاهت دنیایی محفوظ می ماند .

عهد

با جهت گیری وانتخاب ،به ارزش ووجاهت رسیده وبا همین جهت گیری بیعت می نماییم «وابذل مالی واهلی ونفسی وجمیع ما خولنی ربی بین یدیک وهذا عهدی الیک ومیثاقی الیک اذ انت نظام الدین ویعسوب المتقین »(6)انچه دارید نزد ولی می گذارید ،چون انچه نزد شما بماند رفتنی وضایع شدنی است که«ما عندکم ینفد وماعندالله باق »در هر حال پیمان بر ساختن وسوخنتن وجان باختن وهستی به پای دوست انداختن ،پیمان کسانی است که پناهی جز امام زمان (علیه السلام)نمی بینند وجز قلعه توحید وولایت پایگاهی ندارند .آنهایی که از ولی تمنایی دارند در واقع ولی را نردبان خواسته وواسطه هوسهایشان نموده اند ،که سوختگان عشق می خواندند ؛مارا از تو به جز تو تمنایی نیست ...پس در مکتب انتظار عامل «عهد »انسان را سوق به مرحله جان فشانی وسوختن در برابر دوست می کشاند تا جایی که با سوختن همه اطراف خود را روشن می سازد وتعداد فراوانی از این نوربهره مند می گردند .

انس

در راه هدفهای بزرگ ،درگیریهای بزرگ ،وتنهای ها وغربتهای وحشتناک این انسان، که ریشه از انس گرفته،دل گرمی، می خواهد ودلگرمی او کسی جز امام زمان (علیه السلام)نمی تواند باشد .چون انس با کسی که از همه تعلقات رهایی دارد می تواند انسان را آرام نماید .در انتظار اگر انس نباشد ،پذیرش ولایت هم ممکن نخواهد بود ،چرا که در بسیاری از افعال واعمال امام علیه السلام لب به اعتراض گشوده می شود که فعل امام با اعتقادش همسانی ندارد .ولی وقتی مأنوس بود ،ولایت پذیر مطلق خواهد بود ولب به چون وچرا نمودن در افعال ورفتار امام (علیه السلام )نمی کند .

توسل

از ولی خدا کاری باید انتظار داشت که از عهده ی دیگران ساخته نیست ،کاری که از تجربه وعلم وعقل وغرایز فردی وجمعی ساخته است ،نیاز به این وسائل هدایت وقرب ندارد باید به هرکس در هر کاری که برای آن مهیا شده وخلقت یافته توسل جست وبهره گرفت ،این سخن حق تعالی است که می فرماید :«ولله الأسماء الحسنی فادعوه بها »(7)وبرای خداست اسماءحسنی ،پس بوسیله آنها خدا را بخوانید ودعا کنید .از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است :«نحن والله الأسماءالحسنی»به خدا سوگند ما اسماء حسنی هستیم وهمچنین امام رضا علیه السلام فرمودند :«اذانزلت بکم الشدةفاستعینوبنا علی الله عزوجل وهو قوله عزوجل ولله الأسماءالحسنی فادعوبها »بی شک هم کسانی که در دوران انتظار ،هراسناک از غرق شدن در گرفتاریها وسختیها ی طاقت فرسا هستند بالضرورةباید متوسل به امام علیه السلام شوند واز را ه توسل برای رسیدن به قله تعالی استفاده نمایند .کسانی که در سیل خروشان دریا می خواهند غرق شوند به آنها گفته می شود به قلعه کوهی که مرتفع است بروید ،به ماهم دستورداده اند در هر زمانی با لخصوص زمان انتظار حضرت قائم (علیه السلام) به سمت حضرت بروید تا از امواج خروشان سیل های آخر الزمان محفوظ بمانید وراه آن توسل ومرتبط شدن با ایشان است واین ادبی است که باید در انتظار رعایت کرد .بالاخره توجه،وعهد وانس وتوسل ما را به حقیقت انتظار یعنی آمادگی می رساند واین آداب همان زمینه سازی است که نه تنها در فکر وروحیه بلکه در عمل ما موثر خواهد بود .بطوری که مارا آنچنان مودب می نماید که دشمن به هیچ وسیله ای نمی تواند ما را در بحرانهای گوناگون متوقف نماید .(8)

شعار منتظران حضرت مهدی(علیه السلام )

شعاری که اهل انتظار همیشه در خونشان می جوشد ،شعار« یالثارات الحسین (علیه السلام) »است که از ظهر عاشورا واز درون خاک خونین کربلا بر خواست ودر جام خورشید ریخت وبه همه چیز رنگ خون زد .منتظر یعنی کسی که هر زمانش بیداری است ،برای مقاومت در مقابله با دشمنان امام حسین (علیه السلام) وهر روزش عاشوراست ومنتظران مهدی (علیه السلام )همچون یاران حسینند که پولاد دل وهمه وجودشان یقین به خداست که اگر بر کوهها روی آورند آنهارا از جای برکنند (9)واین شعار نمایانگر تعالی روح منتظران حقیقی حضرت قائم (علیه السلام )است که منتظر بذل جان خود هستند تا نثار امام خود نمایند .
انتظار چه زمانی آگاهانه است ؟
امام صادق علیه السلام فرمودند :«اقرب ما یکون العباد من الله وأرضی ما یکون منهم اذا افتقدوا حجةالله عزوجل ولم یظهر لهم ولم یعلموا امکانه وهم فی ذلک یعلمون انه لم تبطل حجةالله ولا میثاقه فعندها فتوقعوا الفرج صباحا ومساء»(10)؛«زمانی که بندگان به خدای بزرگ نزدیکترند واز خدا از ایشان بیشتر راضی است ،زمانی است که حجة خدای تعالی از میان آنان ناپدید گردد وظاهر نشود وآنان جایش را هم ندانند .با این همه بدانند که حجت ومیثاق خدا از بین نرفته وباطل نشده است در آن حال ،در هر صبح وشام چشم انتظار فرج باشید».فضیلت بندگان خدا در این زمان ورضایت بیشتر خداوند از آنان بدین جهت است که آنان بی آنکه امام خویش را ببینند ومعجزاتش را مشاهده کنند ودر حیرتها به در خانه اش پناهنده شوند ،تنها با اعتما د به خدا وپایبندی وبه تقوی ودوستی اهل بیت ،میثاق الهی را نگهبانی کرده ومرزهای عقیده را پاس می دارند .امام صادق (علیه السلام )فرمودند :ابوبصیر خوشا به حال شیعیان قائم ما که در دوران غیبت او در انتظار ظهورش به اطاعت او رو می کنند ،آنان اولیاءخدا هستند که هیچ ترس واندوهی برایشان نیست .(11)با هم آمدن دو وصف« انتظار در غیبت »و«اطاعت در ظهور »برای شیعیان حضرت مهدی (علیه السلام) نشان دهنده ی نوعی ملازمت بین این دو وصف است .به این معنا که شیعیان منتظر در دوران غیبت چنان امام خود را شناخته ودر اطاعتش می کوشند که اگر دوران ظهور تحقق می یافت در زمره مطیعین حقیقی او بودند .
انتظار ،دوران تکلیف حساس
...غیبت جریانی بسیار عمیق وانتظار ،جریانی بسیار سازنده ومهم است .دوره غیبت وانتظار از یک جهت مانند مدتی است که معلم از کلاس خارج می شود ...تا بنگرد شاگردان در غیاب او چه می کنند ،ودرباره تعالیم وتکالیف خود چگونه رفتار می نمایند .انسان منتظر ،باید همواره مراقب خود باشد ودر علم وعمل بکوشد وبداند که معلم ...هر لحظه ممکن است برسد ...باید همیشه در حالی بسر برد که رضایت کامل خاطر معلم را فراهم آورد.دوران انتظار ،دوران تکلیف است وآن تکلیف ،نگهبانی دین خداست وحفظ مرزهای عقیدتی وحراست باورهای مقدس است .پیامبر (صلی الله علیه وآله )خطاب به اصحاب فرمودند :...شما اصحاب من هستید لیکن برادران من ،کسانی اند که در آخر الزمان می آیند آنان به نبوت ودین من ایمان می آورند با اینکه مرا ندیده اند ...هر یک از آنها اعتقاد ودین خویش را با هر سختی نگاه می دارد چنانکه گویی درخت خار مغیلان را در شب تاریک با دست پوست می کنند یا آتش پر دوام چوب داغ را در دست نگاه می دارد ،آن مومنان ،مشعل های فروزانند در تاریکی ها ،خداوند آنها را از آشوب های تیره وتار «آخر الزمان »نجات خواهد داد .(11)
نتیجه گیری :
انتظار مفهومی است که در زندگی اجتماعی وفردی بشر نقش بسزایی را ایفا می کند به گونه ای که حرکت وانتظار همیشه در کنار هم قرار دارند واز هم جدا نمی شوند ،انتظار تحرک بخش است ،وارزش مردم را از انتظاری که دارند باید شناخت ،هر چه انتظار مقدس تر باشد ارزش ایشان والاتر خواهد بود .اگر انتظار از انسان گرفته شود امیدواری به آینده از او جدا شده است واین انسان ،ادامه حیات برایش بی لذت خواهد بود وهیچ رشدی نخواهد داشت .حال که منتظر در نعمت انتظار بسر می برد باید آداب آنرا نیز رعایت نماید یعنی توجه به امام (علیه السلام)،انس او وارتباطش را وعهدی را که با اومی بندد را پایبند باشد تا مشمول فیوضات امام (علیه السلام)گردد .همچنین در انتظار مهمترین تکلیف را که حفظ مرزهای عقیدتی است مراعات نماید تااز این طریق آمادگی خود وجامعه را برای ظهور آن حضرت افزونتر نماید ،وانتظاری را برای خود رقم بزند که ریشه در آگاهی وشناخت داشته باشد نه آنکه بدون علم وبدون مکتب عملی نام خود را منتظر نهد وبا این اوصاف منتظر ظهور منجی باشد ،بلکه باید با عمل خود افضلیت اعمال را برای خود به رقم بزند که امام صادق (علیه السلانم) فرمودند :«افضل الاعمال انتظار الفرج »ونفرمودند؛« افضل الحالات »پس مکتب عملی در انتظار ،مهمترین عامل ترقی انسان محسوب می گردد که باید بدان توجه نمود

پي نوشت ها :
 

1-بحار الأنوار،ج52ص102
2- آب حیات ص248 3- توهم در دیدار امام زمان (علیه السلام)ص246 4- مصباح کفعمی ص495 5- صحیفه علویه ص56 6- تو می آیی ،ص 18 ،19 7- بحار الانوار ج52 ص308 8- کافی ج2 ص127 9- کمال الدین ج2ص357 10- غیبت ،انتظار ،ظهور،ص54 11- بحار الأنوار ج52ص124

منابع ومأخذ :
1-قرآن مجید
2- اصول کافی ،کلینی ،ترجمه کمره ای محمد باقر، نشر اسوه، چاپ چهارم ،قم
3- آب حیات تحقیق ،هادی زاده ،مجید ،انتشارات دار الهدی ،چاپ اول ،قم
4- انتظار ،عامل مقاومت وحرکت –صافی گلپایگانی لطف الله5-انتظار در اندیشه ها ،جمعی از نویسندگان،نشر امام مهدی علیه السلام ،قم
6- بحار الأنوار ،مجلسی ،محمد باقر، نشر الوفاء،بیروت ،لبنان
7- تو می آیی،حائری ،علی ،نشر لیلةالقدر،چاپ دوازدهم،قم
8- توهم در دیدار امام زمان (علیه السلام)،میرزایی ،فاطمه ،نشر سائحات ،قم 9- کمال الدین وتمام النعمة
10- غیبت ،انتظار ،ظهور،واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران
11- مصباح کفعمی ،تقی الدین ابراهیم بن علی بن حسن کفعمی
12- نرم افزار موعود ،حوزه علمیه اصفهان.

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ساعت 15:40 توسط حمیدرضا دشتی یک منتظر|

 

آْيا ستاره ي دنباله داري در راه زمين است؟

قسم به آسمان و طارق؛
و شما چه می دانید طارق چیست!
 

آْيا ستاره ي دنباله داري در راه زمين است؟

(آنچه که در ادامه می آید بر اساس مستندات علمی است و اشکالات احتمالی بر عهده ی مراجعی است که البته سعی گردیده در حد امکان معتبر باشند.لازم به ذکر است کسی قصد معین کردن وقت برای ظهور را ندارد و انطباق های صورت گرفته فقط بر اساس احتمالات است و ممکن است هیچگاه به حقیقت نپیوندند.)
بسم الله الرحمن الرحیم
عزیزانی که کم و بیش با بحث های نجومی آشنا هستند می دانند در اوایل دسامبر 2010 ستاره دنباله داری به نام النین(elenin) کشف شد که بحث های فراوانی را با خود به دنبال داشته است.اینکه چرا در محافل نجومی این دنباله دار مسئله ساز گردید از چند جنبه قابل کنکاش و بررسی است.
اول اینکه این دنباله دار فقط یک سال قبل از عبور از نزدیک زمین(0.23 AU) شناسایی گشت و چنین امری برای محققان جای سوال داشت که به چه دلیل این جرم آسمانی کمی دیر رصد گشته است؟!؟ ناسا که همواره ادعا دارد تمامی فضا را تحت کنترل خود دارد نتوانستنه است یک دنباله دار که اندازه ی متوسطی را هم دارد شناسایی کند و این کار باید توسط یک ستاره شناس معمولی روسی و با یک تلسکوپ ساده صورت گیرد.این خود اولین تردید ها را به دنبال داشت! نام این ستاره شناس روسی لئونید النین است و او این دنباله دار را در دسامبر 2010 میلادی و با تلسکوبی به قطر 18 اینچ کشف کرد. بعضی ها به غلط حرف از نا معین بودند این فرد به میان می آوردند و او را یک شخصیت مجازی معرفی می کردند که برای آماده کردن افکار عمومی تعبیه گردیده است.یکی از دلایل این امر شباهت نام النین (11/9=EleNin=Eleven+Nine)با 11 سپتامبر بود؛روزی که تاریخ ویژه ای است و پیش بینی برخورد اجسام مختلف به زمین را تداعی می کند و همچنین در حوالی عبور همین دنباله دار است. خیال پردازی های دیگری هم درباره ی این اسم موجود است که جای بحث ندارد.

بنده ی حقیر شخصا مدت ها است سایت این فرد را دنبال می کنم(لینک پایین) و اطلاعات مناسب و کاملی را که درباره ی دنباله دار اکتشاف شده توسط خودش اعلام می گردد را بررسی کرده ام.این فرد برای رهایی از این گمانه زنی ها حتی یک مصاحبه ی اختصاصی با شبکه تلویزیون روسیه انجام داد(عکس زیر) و آن را در سایت شخصی اش قرار داده تا این فرضیات را کمرنگ کند.(البته سیستم های امنیتی می توانند از این فرد به شیوه های دیگر هم سوء استفاده کنند که در رابطه آن ها هنوز هم شبهاتی مطرح است):

http://www.planetxusa.com/leonid-elenin-is-a-fabricated-name-leonid-e-l-e-nin-back-to-square-one-with-planet-x-and-nibiru-the-destroyer-lives/ http://spaceobs.org/en/tag/comet-elenin/

آْيا ستاره ي دنباله داري در راه زمين است؟

نکته ی بعدی که همگان را دچار تشکیک در النین کرد طفره رفتن ناسا از اعلام خصوصیات این دنباله دار است که هنوز هم تا حدی ادامه دارد.البته ناسا بعد از مدتی مدار النین را شبیه سازی کرد که در آدرس زیر می توانید مشاهده کنید. با این حال قطر آن هنوز مشخص نشده است.(البته به گفته ی کاشف آن 3 تا 4 کیلومتر قطر دارد.اطلاعات و مقالات کاملی از دنباله دار النین در سایت لئونید النین در بالا آمده است.)در همان روزهای نخست بعد از اعلام رسمی پذیرفته شدن این دنباله دار، در (Buzzroom) ناسا مطلبی قرار گرفت که حاکی از نزدیکی بسیار این دنباله دار در آینده به زمین و احتمال برخورد آن بود؛ اما بلافاصله این امر حذف گردید و ناسا اعلام کرد که این یک گمانه زنی غیر علمی بوده است و هیچ مشکلی وجود ندارد.البته به نظر این امر طبیعی است و در محاسبات اولیه غیر قابل اجتناب است که بعدها هم مورد تایید واقع شد. نکته ی جالب در مدار این دنباله دار می توانید مشاهده کنید دوره ی چرخش آن است که بیش از 10000 سال بر آورد شده است . این دوره بسیار زیاد است به طوری که در شبیه ساز ناسا (در لینک زیر) مسیر آن به طور کامل قابل دنبال کردن نمی باشد.

http://ssd.jpl.nasa.gov/sbdb.cgi?sstr=C/2010%20X1;orb=1;cov=0;log=0;cad=1#orb

آْيا ستاره ي دنباله داري در راه زمين است؟

با این تفاسیر هنوز هم مشکلی وجود ندارد و این وقایع را می توان از نظر علمی قابل قبول دانست.اما مشکل از جایی شروع شد که افرادی بنا به احتمالات بالا و مطالبی که در ادامه عرض می کنم خبر از واقعه ای دادند که خیلی ها را به فکر انداخت و آن هم زلزله ی ژاپن بود.به عنوان مثال لینک زیر که توسط یک خانم آمریکایی قبل از زلزله آپلود شده را مشاهده کنید:

مثل این فرد بسیاری دیگر هم از این دست هشدارها را مخابره کردند.اما این پیش بینی ها از کجا صورت گرفت و چگونه افرادی حرف از وجود زلزله ای مهیب در نیمه ی ماه مارس زدند(البته محل آن نا معلوم بود).
از مدت ها قبل در حدود دهه ی 70 میلادی برخی ار محققان بزرگ علوم فضایی صحبت از وجود شی ء ناشناخته ای را مطرح کردند که در نزدیکی منظومه ی شمسی است و موجب اختلال در مدار برخی سیارات مخصوصا آخرین سیاره های منظومه ی شمسی گشته است.این فرضیات ادامه داشت تا عده ای سیاراتی را ورای پلوتون پیدا کرده و دلیل این امر را به اثرات آنها ارجاع دادند.این احتمال اما هنوز موجود بود و در سال های پیش و با مطرح شدن سیاره ی به نام نیبیرو دوباره زنده گردید .پیش بینی سومریان از چرخش سیاره ای مرموز ،احادیث اسلامی ،اعتقادات ادیان و فرهنگ های دیگر نقاط دنیا ، کتاب هایی مقدسی مثل مکاشفات یوحنا و پیش گوی ها ی نوستر آداموس این فرضیات را تشدید می کرد.
امام باقر (علیه السلام):هر گاه عبّاسی به خراسان رسد، گیسوی سختی ‏آور در مشرق طلوع می‏کند.نخستین بار که طلوع کرد، برای نابودی قوم نوح بود، هنگامی که خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهیم (علیه‏ السّلام)، آن گاه که او را در آتش افکندند و زمانی که خداوند فرعون وهمراهانش را نابود ساخت و هنگامی که یحیی پسر زکریّا کشته شد، طلوع کرد. پسهر گاه آن را دیدید، از شرّ فتنه‏ها به خدا پناه برید.طلوع این ستاره پس از گرفتن خورشید و ماه خواهد بود. سپس ]بنی‏ عبّاس[درنگ نمی‏کنند(دوام نمی آورند) [جز زمانی کوتاه]، تا آنکه اَبْقَع در مصر آشکار شود. ( الفتن، ص 148)
حتی این امر تا آنجا پیش رفت که عده ای از انجیل خبر ظهور النین را استنباط کرده و آن را مطرح ساختند:

به بحث خودمان بر گردیم.اما این افراد چگونه از وقوع زلزله ی ژاپن آگاهی یافتند.در سال 2010 زلزله ی شدید دیگری در شیلی رخ داد بود.وقتی به مدار سیارات در آن تاریخ نگاهی بیندازیم ،می بینیم در آن روز ستاره ی دنباله دار النین ،خورشید و زمین در یک راستا قرار داشته اند و این امر بار دیگر در نیمه ماه مارس 2011 در حال رخ دادن بوده است و براین اساس عده ای احتمال خطر را بالا می دانسته اند.
موضوع به همینجا ختم نمی شود بعد و قبل از این حادثه بسیاری تحقیقات در رابطه با این امر صورت گرفت که تاییدی بر این نظر بود.شخصا چندین مقاله از دانشمندان این عرصه را دیده ام که از اختلالات عجیب سیارات دیگر منظومه شمسی در هنگام هم راستایی با این جرم آسمانی سخن گفته اند.(یک نکته عرض کنم حتی بسیاری بر این باورند که گرم شدن زمین تنها از گازهای گلخانه ای نیست و بحث هایی مثل نزدیک شدن جرم آسمانی و اختلالات مداری را با آن مرتبط می دانند.)به عنوان نمونه در لینک زیر که مقاله ای هم در ذیل آن قرار دارد صحبت ها و مقاله ی پرفسور امرباشیچ(Mensur Omerbashich)استاد دانشگاه لس آنجلس موجود است که سخن از رابطه ی زمین لرزه های رخ داده و ستاره ی النین به میان آورده است.

اما هنوز هم فرضیات ضعیف بود زیرا که ماهیت النین برای همه ستاره شناسان واضح بود.با محاسبات انجام شده این یک ستاره ی دنباله دار معمولی است(چه به زمین بخورد و یا نه)و به هیچ عنوان نمی تواند عامل این رخدادها باشد.(حتی اگر تجربیات این را ثابت کند یک ستاره دنباله دار با جرم میلیون ها برابر کمتر از زمین و از آن فاصله ی دور نمی تواند عاملی برای زلزله به حساب آید.)
نقطه راهگشا ی این معما از آن جا آغاز شد که ستاره شناسان چینی اعلام کردند(لینک زیر) که یک شی ء ناشناخته پشت سر النین قرار دارد.(متاسفانه باز هم از این خبر به جای برداشت علمی برداشت تخیلی شد و عده ای اعلام کردند که کاروانی از بشقاب پرنده ها پشت سر النین قرار دارند!!!)

http://www.youtube.com/watch?v=95zMdTvoqcQ&feature=player_embedded http://www.godlikeproductions.com/forum1/message1369072/pg1 http://www.youtube.com/watch?annotation_id=annotation_399682&v=e8uB80xx9Gg&feature=iv http://dimensionalbliss.com/2011/05/07/elenin-important-update/

آْيا ستاره ي دنباله داري در راه زمين است؟

این خبر یک شوک عظیم بود که به سرعت نگاه ها را به سمت خود معطوف ساخت.اما باز هم سازمان های فضایی در این رابطه سکوت کردند و دیگر کسی به طور جدی در این رابطه سخنی نگفت. به نظر دستی پشت پرده نمی خواهد ابعاد این قضیه روشنتر شود.قصد ندارم اینجا داستان بگویم و خیال پردازی کنم اما اگر کسی با تشکیلات عظیم اطلاعاتی و خبری غربی آشنا باشد می داند که حرکت غرب در این رابطه با چه ضوابطی جلو می رود.
ساخت فیلم هایی مثل2012 ،پیشگویی(Knowing)و مانند این ها با بودجه های بسیار عظیم، آماده سازی برای اتفاق مهمی است.اگر فیلم روزی که زمین از حرکت می ایستد را دیده باشید تنها چند ساعت به برخورد شهاب سنگ دولت آمریکا فقط به دانشمندان خود خبر از این برخورد داد.فیلم 2012 هم به همین صورت بود؛تعدادی کشتی فقط برای افرادی خاص و آن هم به طور مخفیانه.

آْيا ستاره ي دنباله داري در راه زمين است؟

قبل از روشن کردن ابعاد اصلی مطلب می خواهم کمی به متون دینی خودمان رجوع کنم تا از این منظر هم کمی تامل کرده شاید راحت تر مطلب تبیین شود:
حضرت علی(ع):آگاه شوید که برای خروج قائم(عج) ده علامت است اول آن ها ستاره ای دم دار است که به ستاره ی جدی نزدیک می باشد.در آن وقت هرج و مرج پرفتنه و شر واقع می شود....واز علامتی تا علامت دیگر امور عجیبه است.(کفایه الاثر،ص 213)
در کتاب کافی از امیر المومنین در طی خطبه ای مفصل آمده است:....ظاهر گردد مر شما را ستاره ای دم دار از سمت مشرق که علامت ظهور قائم است.....(ترجمه جلد 13 بحار ،ص187)
....عهد و پیمان شکسته شود واحترام کم گردد،اینها در وقتی ظاهر می شود که ستاره ی دم دار که عرب را مضطرب کند طلوع نماید....پس در این حال ظهور می کند مهدی(ع)....(مشارق الانوار)
در ماه صفر نشانه ای خواهد بود و ستاره ای دنباله دار آشکار می گردد .(الفتن ، ص148)
جای تامل دارد که زمان اولین دیدن این ستاره برابر با (دسامبر 2010)ماه محرم امسال بود که مدتی بعد قیام کشور های عربی آغاز گردید.
بعد از مطرح شدن بحث های زلزله و غیره عده ای از منجمان که به امکانات سازمانی دسترسی نداشتند با تلسکوپ های خود به موضع النین نگاه می کردند اما باز هم چیز خاصی مشاهده نشد؛ تا اینکه محققان احتمال دقیقیتری را مطرح کردند.اگر قرار باشد شی ای باعث زلزله شود باید دارای میدان عظیم گرانشی باشد و این شی نمی تواند چیزی به غیر از یک ستاره ، سیاه چاله یا چیزی شبیه به آنها باشد.اما ستاره همیشه با تلسکوپ های معمولی هم قابل رویت است چه برسد به عکس های دقیق و کامل موجود که در دسترس عموم هم قرار دارد. پس این احتمال مطرح گردید که قاعدتا با جرم آسمانی طرف هستیم که از خود نه تنها نور نمی دهد بلکه مانند سیاه چاله نور را به سمت خود جذب می کند؛یا اینکه بسیار خنکتر از آن است که مثل یک دنباله دار نور ساطع کرده و به راحتی مشاهده شود. تنها راه دیدن این شی استفاده از تلسکوپ های مادون قرمز مخصوص است که تعداد آن ها با دقت مورد نظر در جهان بسیار محدود است.
هنگامی که محققان به عکس هایی که توسط تلسکوپ مادون قرمز از النین گرفته شده بود رجوع کردند (عکس پایین)جرم فضایی را مشاهده کردند که مثل آن دیده نشده بود.اگر شما هم این شی را با دیگر اجرام آسمانی مقایسه کنید مطمئنا شگفت زده خواهید شد.اینکه ناسا از مدت ها پیش از این قضیه اطلاع داشته تقریبا حتمی است زیرا اولین خبرها از این موضوع و عکس های درز کرده با این فناوری بالا قطعا از محدوده ی خود آن ها به بیرون راه پیدا کرده است.پس در یک فرآیند تدریجی و با پیدا کردن درکی صحیح از قضیه و رجوع به محل دقیق این جرم آسمانی دانشمندان توانستند با نرم افزار ها و عکس های IRAS(ماهواره ی مادون قرمز است که از فضا با اشعه مادون قرمز به طور کامل عکس برداری کرده) این جرم عجیب را مشاهده کنند.

http://www.youtube.com/watch?v=I8dxNKU8rws&feature=channel_video_title

آْيا ستاره ي دنباله داري در راه زمين است؟

آنچه باید عرض کنم اینکه این جرم عجیب خصوصیات هیچکدام از اجرام شناخته شده را ندارد و یک توده ی نامرئی بسیار عظیم است که فقط خدا می داند چه خصوصیاتی را قرار است از خود به نمایش بگذارد.
وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ ﴿١﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الطَّارِقُ ﴿٢﴾ النَّجْمُ الثَّاقِبُ ﴿٣﴾
سوگند به آسمان و کوبنده ی شب1 و تو نمی‌دانی کوبنده شب چیست٢آن ستاره ی شکافنده است که پیش می رود3
در احادیث است که طارق همان ستاره ی قبل از ظهور است . خداوند می فرماید شما چه دانید که طارق چیست ستاره ای که می شکافد و جلو می رود.چرا خداوند از لفظ ستاره ای که حرکت می کند استفاده کرده است و کدام ستاره است که قابلیت حرکتی با این سرعت را داشته و تاریکی را می شکافد و جلو می رود؟ خداوند چه عجیب انسان مدعی علم را به سخره می گیرد و نادانی انسان نسبت به این جرم آسمانی را به رخش می کشد.
به نظر مدار این شی ء منطبق و در کنار دنباله دار النین است و دلیل حرکت عجیب النین از همین شی ء سرچشمه می گیرد.با افشاء هر چه بیشتر ابعاد این قضیه آرام آرام باید منتظر موضع گیری های رسمی باشیم.البته عرض کردم که موضع نظام سرمایه داری چگونه است. چند روز پیش بود که رئیس ناسا یک پیام عجیب هشدار آمیز اعلان کرد(در لینک زیر این پیام بررسی شده است) و آنطوری که از خبر ها مشخص گردیده به کارکنان ناسا دستورات خاصی برای آمادگی با حوادث پیش رو داده شده است.

اگر به لینک سایت ناسا در زیر رجوع کنید سخنان رئیس این موسسه و توضیحاتی برای یک به اصطلاح مانور را خواهید یافت.حتی در کلیب پایین تر آن دستورات عجیبی در رابطه با ذخیره کردن یک هفته ی غذا و آب و...قابل مشاهده است.لینک های کنار صفحه یک آمادگی همگانی ارگان های مختلف را اعلان می کند.البته به گفته ی خودشان این ها فقط یک آماده سازی و مانور معمولی است.الله اعلم.

هر گاه ستاره ای سرخ را دیدی که آن را نمی شناسی و در مسیرحرکت ستارگان قرار ندارد و در آسمان از جایی به جایی دیگر می رود و مانند ستون است، در حالی که ستون نیست، پس بی گمان،چنین چیزی نشانۀ جنگ، بلاها، کشته شدن بزرگان، زیادی شرور و اندوه ها و آشوب در میان مردم است(الاختصاص، ص162)
امام باقر (علیه السلام) فرمود:پیش از قیام قائم (علیه السلام) مردم به وسیلۀ آتشی که در آسمان آشکارمی شود و سرخی ای که آن را فرا می گیرد، از گناهانشان بازداشته می شوند. (الإرشاد، ج ۲، ص ۳۸۷ )
http://www.youtube.com/user/jcattera#p/u/4/TOBLb2ZeACs http://www.nasa.gov/centers/hq/emergency/personalPreparedness/index.html

آْيا ستاره ي دنباله داري در راه زمين است؟

اثرات این شی بر روی جو می تواند باعث سرخی اتمسفر شود امری سال ها پیش به خاطر اثرات گرانشی خورشید به وقوع پیوست است.در احادیث سخن از طولانی شدن روزی قبل از ظهور و طلوع خورشید از مغرب است که می تواند ناشی از این شی ء باشد.حتی خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی در غیر وقت طبیعی اش هم بر همین اساس قابل بررسی است.
در آسمان سال 2011 و 2012 بسیاری از اجرام دیگر هم وجود دارند که محققان را به خود مشغول کرده اند.شهاب سنگ 45p honda که نیمه ی ماه رمضان امسال از کنار زمین عبور می کند.(احادیثی که از برخورد شی آسمانی به زمین در نیمه رمضان قبل از ظهور حکایت می کند تقریبا تواتر لفظی دارد.)
سیارک 2005 yu55 که با وضعیت عجیبی در حوالی عید قربان از فاصله ای کمتر از ماه از جو زمین عبور می کند به طوری که بسیار احتمال برخورد آن به زمین فراوان است.

و بسیاری اجرام آسمانی دیگر که این دو سال را به سال های ملتهبی برای آسمان زمین بدل کرده اند.(لینک زیر)

این شی مرموز عظیم نامرئی(که البته ابعاد مرئی آن با نزدیک شدنش مشخص می گردد) بر اساس محاسبات از اوایل ماه رمضان(و حتی زودتر) تاثیرات واضح آن بر روی زمین آغاز می شود و با سرخ کردن احتمالی جو زمین وجود خود را مرئی خواهد کرد.این شی ء دارای دو دنباله ی عجیب در اطراف خود است که مانند دو پر یک پرنده به نظر می رسند.
از علائم نزدیکی ظهور :... طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگرمتّصل شوند. پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد. (علامه حلی:نگاهی بر زندگی دوازده امام)
از دیگر خصوصیات این جرم آسمانی دارا بودن چند قمر است که در اطراف آن حرکت می کنند.احتمال دارد یکی از قمرهای گردان در اطراف آن عامل برخورد جرم آسمانی نیمه ی رمضان با زمین باشد.این شی در ماه اکتبر بین زمین خورشید قرار می گیرد که احتمال زلزله ی عظیمی را می دهد.اطلاعات دیگر را هم می توانید با جستجوی نام elenin+brown dwraf پیدا کنید.
نکته ی که به نظرم جالب است اینکه ابجد فارسی النین برابر ابجد قائم و برابر با ابجد امام مهدی است.در پایان عرض کنم که این ها فقط برآورد احتمالات مطرحه بود و هیچ الزامی در تحقق آن وجود ندارد و صرفا جهت اطلاع افکار عمومی ذکر گردید.
اللهم عجل لولیک الفرج
http://yu55.net/ http://www.youtube.com/watch?v=zfN0vblkmnE&feature=related منبع:http://u313.ir
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ساعت 15:39 توسط حمیدرضا دشتی بدون نظر|

 

زمان ظهور ؛ نگاهی دیگر (بخش دوم)


 زمان ظهور در روایات شیعه

 

طبق روایات شیعه انسان ها نمی توانند به زمان ظهور حضرت ولی عصر پی ببرند و اصلا اینگونه شناخت ها و آگاهی ها دراختیار بشر قرار نگرفته است.دراین مورد سه دسته روایات وجود دارد که ذیلا بیان خواهیم کرد.

(1) زمان ظهور حضرت ولی عصر جزو علم غیب الهی است.
 

به طور کلی دوگونه عالم وجود دارد: عالم غیب و عالم شهادت. عالم شهادت یعنی عالم قابل مشاهده و محسوس که دراختیار ماهست و می بینیم واشکار است. عالم غیب یعنی عالم غیرقابل مشاهده و غیرمحسوس که دراختیار ما نیست و نمی بینیم و پنهان است (ترجمه المیزان فی تفسیرالقران – ج 1 – ص73) روایاتی چند هست که نشان می دهد زمان ظهور حضرت ولی عصر جزو شناخت های مربوط به عالم شهادت نیست که آشکاربوده و دراختیارما باشد بلکه جزو شناخت های مربوط به عالم غیب است که پنهان بوده و دراختیارما نیست. امام حسن عسکری درباره غیبت حضرت ولی عصر فرموده است: این ،امری ازامور الهی و رازی از رازهای الهی و غیبی ازغیب های الهی است (کمال الدین و تمام النعمه – ج 2- ص386) درتوقیع شریف حضرت ولی عصر به نایب ایشان محمد بن عثمان العمری آمده است: ظهور فرج به دست خداست و وقت گذاران دروغ می گویند.(بحارالانوار – ج 52 –ص112 وکمال الدین وتمام النعمه – ج2- باب 45 – ص485)
امام صادق (ع) در تفسیرایه {الذین یومنون بالغیب} (بقره -3) فرموده اند منظوراز غیب، قیام حضرت ولی عصراست( کمال الدین و تمام النعمه –ج2-حدیث 19 و 20 –ص9 و کفایه الاثر – ص60) علامه طبرسی مفسربزرگ شیعه می نویسد غیبت حضرت ولی عصر و زمان ظهور وی جزو غیب است چون مردم عادی نمی توانند بدان آگاهی بیابند(مجمع البیان –ج 1-ص121) امام صادق به مفضل بن عمر فرموده است هرکه ادعا می کند زمان ظهور حضرت ولی عصر را میداند معنایش اینست که درعلم خداوند شریک است و سّرالهی راپیداکرده است و بی تردید دردنیا ضررو زیان دیده و درآخرت به بدترین جایگاه خواهد رفت(بحارالانوار –ج53 –ص394 و بصائرالدرجات –ص179)

(2) ظهور حضرت ولی عصر ناگهانی خواهد بود.
 

بعضی پدیده ها هست که تدریجا اتفاق می افتد و ناگهانی خواهد بود ولی بعضی پدیده ها یک باره. درحرکت های تدریجی شاید آدمی بتواند علم پیدا بکند و انتظاربکشد ولی درحرکت های دفعی علم پیداکردن ممکن نیست. هرلحظه باید منتظربود. روایاتی چند هست که گفته اند ظهور حضرت ولی عصر ناگهانی اتفاق خواهد افتاد.
بعضی روایت ها ظهور حجت را به قیامت کبری تشبیه کرده اند وچون قیامت ناگهانی اتفاق می افتد، ظهورنیز ناگهانی خواهد بود (کمال الدین و تمام النعمه – ج2- ص374 و عیون اخبارالرضا – ج 1 –ص297 و بحارالانوار – ج53 – ص394
بعضی روایت ها ظهور حجت را به ستاره درخشان تشبیه کرده اند. مثل ستاره درخشان که درشب تاریک به یکباره ظاهر می شود، حضرت ولی عصر نیز به یک باره ظهور خواهد کرد( کمال الدین و تمام النعمه – ج1- حدیث 1 – ص 287 و حدیث 4- ص288 و حدیث 1 –ص326)
بعضی روایت ها ظهورحضرت ولی عصررا به نبوت موسای کلیم تشبیه کرده اند.گفته اند خداوند کارحضرت ولی عصررا یک شبه اصلاح خواهد کرد مثل حضرت موسی که شب هنگام برای آوردن پاره ای اتش رفت و با حکم پیامبری برگشت.( کمال الدین و تمام النعمه –ج1 -حدیث 1- ص317 و ج 2 – حدیث 1- ص378)

(3) ظهورحضرت ولی عصر به دست خداوند صورت می گیرد.
 

تصور عمومی براینست که حضرت ولی عصرخودش غایب شده و خودش نیز به اراده خویش ظهورخواهد کرد ولی روایاتی چند هست که نشان می دهد خداوند است که حضرت ولی عصررا ظاهر خواهد کرد. امام صادق وقتی به غیبت مهدی (عج) اشاره کرده ، فرموده است : تاآن وقت که خداوند وی را ظاهربنماید. (کمال الدین و تمام النعمه – ج 2 – حدیث 6 – ص 370 و حدیث 1 – ص374 و حدیث 7 –ص377) معلوم می شود که حضرت ولی عصر اگرغایب شده و اگر ظاهرخواهد شد ، هر دو به امرخداوند بوده است. خداست که می داند چه وقت باید حجت خود را ظاهربگرداند و ظهور به اراده و مشیت او صورت خواهد پذیرفت.
منابع: شاکر زواردهی- روح الله- منجی در ادیان- بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود
mastaneh3.blogfa.com

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ساعت 15:38 توسط حمیدرضا دشتی بدون نظر|

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody